آیا جاده چالوس نیز روزی خواهد مرد؟
روزنامه اعتماد، شماره 2270 به تاریخ 5/7/90، صفحه 1 (صفحه نخست)
لینکها :
روزنامه اعتماد : www.etemaad.ir/Released/90-07-05/150.htm
وبسایت ویکی پدیا : http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%87_%DB%B5%DB%B9_(%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86)
بانک اطلاعات نشریات کشور : http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2364998
اکوسیستم جاده چالوس در خطر است. می توان گفت این جمله نیز
مانند بسیاری از فریادها و هشدارهایی که در حوزه محیط زیست به آسمان بلند شده،
فریادی است در باد یا به قول شاعر زیر آب... نتیجه گم شدن این فریادهای از ته دل
ولی بی سرانجام را می توان در خشک شدن دریاچه ارومیه، خشک شدن دریاچه بختگان، خشک
شدن زاینده رود و تالاب گاوخونی و رود کارون و بسیاری از گنجینه های طبیعی این
سرزمین کهن جست وجو کرد. خدایشان بیامرزد برخی کارشناسانی را که پیش ترها هشدار
چنین روزهایی را می دادند و خداوند نگاهبانشان باد آنانی را که هنوز هستند و از
گذشته تا به امروز نگرانی خود را از آینده محیط زیست کشور بروز می دهند. به هر حال
باید پذیرفت که این نگرانی ها تنها تاثیرش بر جسم و روان فرد نگران شونده عیان می
شود، و مسوولان و مردم چونان گذشته آنچه را که می خواهند انجام می دهند. متاسفانه
در حوزه محیط زیست هم مانند بسیاری از حوزه های دیگر، نوشدارو پس از مرگ سهراب می
رسد، احتمالاجاده چالوس هم باید مانند دریاچه ارومیه و بسیاری از گنجینه های طبیعی
این مرز و بوم نفس های آخر را بکشد که تازه جلساتی تشکیل شود، آن هم با دستور کار
اینکه آیا هم اکنون کاری کنیم یا هنوز برای تصمیم گیری زود است، ضمن اینکه نمی توان
به تصمیماتی که اینچنین و با این شتاب گرفته می شود نیز چندان امیدوار بود. معضل
پسماند زباله های جاده چالوس مشکلی جدید نیست. متاسفانه از دیرباز بسیاری از مجتمع
های کنار جاده یی، تنها زباله دان خود را آب های زلال جاده چالوس یافتند بی آنکه
بیندیشند این کار موجب خواهد شد نسل های بعدی خودشان (که اکثرا صاحب زمین نیز
هستند)، نتوانند از مزایای این آب استفاده کنند. هتل واریان سال ها پیش به خاطر
تخلیه زباله ها و فاضلاب خود در آب دریاچه سد کرج پلمب شد اما وظیفه و دین خود را
بر گردن دیگر مجتمع های رفاهی و تفریحی بین راهی گذاشت تا راهش بی رهرو نماند، هم
اکنون نیز در نزدیکی محل پیشین همین هتل مجتمعی بین راهی وجود دارد که به تایید
برخی کارشناسان محیط زیست همان کاری را انجام می دهد که سال ها پیش هتل واریان
انجام می داد، حال اینکه چرا چنین مجتمع هایی هنوز به فعالیت شان ادامه می دهند
سوالی است که باید از مسوولان ذی ربط پرسیده شود. جای بسی تاسف است که در میان مردم
منطقه نیز کم نیستند آنهایی که زباله های خود را به آغوش مهربان ولی غمین طبیعت می
ریزند و بسیار دیده شده که مردم محلی حتی پسماند قربانی هایی مانند گاو و گوسفند را
به مناسبت های مختلف به داخل آب جاده چالوس می ریزند. جاده چالوس هم اکنون میان دو
استانداری البرز (پیش تر فرمانداری کرج) و مازندران تقسیم شده است و از سوی هر دو
استانداری بارها تصمیم گرفته شد تا درباره جمع آوری زباله های منطقه در فواصل زمانی
کوتاه تر اقدام شود که دیگر بهانه یی برای ریختن زباله به داخل آب برای مجتمع های
بین راهی وجود نداشته باشد ولی متاسفانه شهرداری های منطقه هر بار به بهانه عدم
تامین منابع مالی این اقدامات کوتاه مدت را قطع کردند. و صد البته که سیل گردشگرانی
که همواره از این مسیر زیبا و پرتردد عبور می کنند نیز دین خود را به بهترین وجه به
محیط زیست این منطقه ادا می کنند و زباله های خود را به بدترین شکل ممکن نثار این
طبیعت زیبا می کنند. آیا جاده زیبای چالوس با چشم اندازهای کم نظیرش نیز روزی مانند
دریاچه ارومیه و دریاچه بختگان نفس های آخر را خواهد کشید؟آیا آیندگان طنین دلنواز
صدای این رود زیبا را خواهند شنید؟ اینها سوالاتی است که تنها عملکرد مردم و برخی
نهادهای دولتی، پاسخ آن را تعیین خواهد کرد.
فراموش شده در اعماق خلیج فارس
روزنامه اعتماد، شماره 2261 به تاریخ 24/6/90، صفحه 12 (میراث فرهنگی)
http://www.etemaad.ir/Released/90-06-24/283.htm#181365
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2357818
پنج سال پیش بود که کشتی تاریخی هزاران ساله یی در آب های خلیج فارس کشف شد و انعکاس گسترده یی را در رسانه ها به همراه داشت، اما هم اکنون این گواه زنده تاریخی در عمق 70 متری آب های خلیج فارس رها شده و جالب اینکه تلاشی هم درباره بیرون آوردن آن صورت نمی گیرد.
کشتی ایرانیان باستان که در ابتدا به کشتی «پارتی» و سپس به کشتی «سیراف» مشهور شد .
در 230 کیلومتری جنوب شرقی بوشهر در عمق 70 متری آب های خلیج فارس و در فاصله 5 مایلی سواحل این شاخصب در منطقه سیراف کشف شد.
این کشتی به گفته باستان شناسان، یک کشتی تجاری بوده که احتمالادر دوران امپراتوری پارت ساخته شده و همزمان با دوران طلایی حضور سیاسی اقتصادی ایرانیان در خلیج فارس در دوران امپراتوری ساسانی به اوج فعالیت خود رسیده است. مشاهدات و فیلم های اولیه نشان می داد که حدود 40 خمره اژدری شکل که درونش مایعاتی (احتمالاشراب) را حمل می کرده و برای باستان شناسان شناخته شده است و مختص دریانوردی تجاری ساسانی است، در این کشتی وجود دارد.
البته فعلا و پس از گذشت 5 سال هنوز اطلاعات به دست آمده در اندازه همان روزهای نخست است و شاید روزی پس از بیرون آمدن این گنجینه کهن، دچار تغییر شود. پس از مدتی پژوهشکده باستان شناسی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری جهت مستند سازی این کشتی و آثار موجود در آن، گروه کاوشی را مشخص کرد که این گروه اقداماتی را نیز درباره مستند سازی این کشتی آغاز کرد و تعدادی از خمره های اژدری شکل موجود در این کشتی خارج شد ولی به گفته سرپرست گروه مستند سازی این پروژه، امکانات موجود در کشور پاسخگوی ادامه پژوهش در این خصوص نیست و باید امکانات بسیار بیشتری در این زمینه فراهم شود زیرا حضور انسان بدون تجهیزات تخصصی کافی درعمق متری پس از چند دقیقه منجر به مرگ وی می شود. متاسفانه به دلیل عدم وجود امکانات کافی و حلقه مفقوده باستان شناسی زیر آب در کشورمان این اقدامات بی نتیجه مانده و پس از گذشت 5 سال، این کشتی هزاران ساله که هنوز قدمت واقعی آن مشخص نیست غریبانه در سرزمین خود رها شده و رازهای بسیاری را در دل خود نهان داشته است.
البته توفیقیان، مسوول مستند سازی و سرپرست کاوش کشتی باستانی سیراف، سفال های این کشتی را برای دزدان احتمالی
آن بی ارزش می داند و اظهار می دارد که بالاکشیدن اشیای این کشتی هزینه میلیونی
دارد و این در حالی است که سفال های اژدری این کشتی حتی یک ریال هم نمی ارزند و
ارزش آنها تنها تاریخی است و تنها مستندات تاریخی خلیج فارس را تکمیل می کند.
توفیقیان معتقد است هر گونه اظهارنظر قطعی و رمزگشایی درباره کشتی باستانی کشف شده
در منطقه سیراف، باید پس از بالاکشیدن آن صورت بگیرد ضمن اینکه بالاکشیدن این کشتی
به یکباره ممکن نیست و باید پس از مستند سازی لایه به لایه و تدریجی ابتدا خمره ها
و اشیای موجود در کشتی بالاکشیده شود و سپس قطعات بدنه کشتی شناسایی، مستند سازی و
بالاکشیده شود. در این زمان است که قطعات و اشیای بیرون کشیده شده باید چونان قطعات
پازل در موزه یی در کنار هم نگهداری شوند و پژوهش ها و رمزگشایی گسترده تر روی آن
صورت گیرد. هم اکنون تجهیزات پیشرفته باستان شناسی آبی مانند زیردریایی ها ی مخصوص
و دیگر تجهیزاتی که موجب می شوند اثر با کمترین آسیب از آب های پرعمق خارج شود در
جهان وجود دارد، البته کشور ما هم اکنون از مبانی انجام این کار نیز بی بهره است
ولی تجهیزات اولیه مورد نیاز کاوش کشتی کشف شده در خلیج فارس حتی از برخی کشورهای
همسایه نیز قابل خریداری است، برای مثال «سیجوریشن» سیستمی در غواصی است که غواص در
آن بااستفاده از ترکیب گازهای مختلف اکسیژن، هیدروژن و هلیم می تواند به اعماق دریا
دسترسی پیدا کند که متاسفانه هم اکنون هیچ یک از این تجهیزات نیز در ایران وجود
ندارد. پس از کشف این کشتی که البته گاه درباره پارتی یا ساسانی بودن آن بحث هایی مطرح می شود، جنجال تبلیغاتی بسیاری بر پا شد و تا مدت ها ادامه داشت ولی متاسفانه اقدام عملی که درباره خروج این کشتی صورت بگیرد بسیار ناچیزتر از تبلیغات و اطلاع رسانی های انجام گرفته بود.
به هر روی بدیهی است با توجه به قدمت ایران زمین، بی شک آب های سرزمین کهن مان نیز چون خشکی ها، آثار تاریخی بیکران و بکری را در خود جای داده اند و ضروری است سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بالاخره روزی درباره آغاز و توسعه باستان شناسی زیر آب ایران پا را از احداث پژوهشکده باستان شناسی دریایی فراتر نهد و در این زمینه اقدام عملی کند که هم کشتی پارتی از وضع موجود رهایی یابد و هم دیگر آثار پنهان شده در آب های خلیج فارس و دیگر آب های کشورمان از دل آب ها
بیرون آیند. چه بسا ناگفته های نهان شده بسیاری درباره تاریخ کشورمان پس از بیرون
آمدن این آثار از آب های ایران زمین، هویدا شوند.
ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم . . .
روزنامه اعتماد، شماره 2245 به تاریخ 3/6/90، صفحه 12 (میراث فرهنگی)
لینک :
روزنامه اعتماد :
بانک اطلاعات نشریات کشور : http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2345127
امروزه در قانون نوین تجارت جهانی، مفهوم مناطق آزاد دیگر آن مفهوم تجارت محور دهه های پیشین نیست و مقوله گردشگری و جذب توریست در این مناطق اولویت بسیار بالاتری پیدا کرده است. کیش، قشم، چابهار، انزلی، اروند و ارس، شش منطقه آزاد تجاری – صنعتی هستند که تاکنون به تصویب رسیده اند اما با توجه به ظرفیت های توسعه گردشگری موجود در این مناطق (منهای توسعه نسبی و نوسانی گردشگری در کیش) هنوز مناطق آزاد ایران مقوله گردشگری و جذب توریست را در اولویت های درجه یک خود قرار نمی دهند و این ناشی از عدم به روزرسانی نگرش مدیریت کلان کشور به مناطق آزاد است. سرانجام باید روزی به این نتیجه رسید که مناطق آزاد آن مفهومی که در سال 1365 خورشیدی زمان آغاز توسعه جزیره کیش پس از انقلاب مطرح بود را ندارد و در تجارت نوین جهانی اولویت مناطق آزاد، توسعه صنعت گردشگری در این مناطق است و در این مناطق هم اکنون تجارت محدود شده و به عبارت دیگر حتی می توان به قاطعیت گفت که «مناطق آزاد توریسم محور شده اند.» در ابتدا که در جزیره کیش طرح محدود کردن تجارت و اولویت دادن به گردشگری مطرح شد، همه نگران شدند و این کار را عملی نمی دانستند و نگران ورشکستگی جزیره بودند اما گردشگری پس از یک دوره گذار چندساله اولویت جزیره کیش شد ولی نه تنها کیش دچار ورشکستگی نشد، بلکه رونق بیشتری گرفت و حتی توسعه گردشگری باعث رونق تجارت هم شد. در سال های اخیر و با اجرای برخی تنگ نظری های مدیریتی و اجرای سیاست های غلط و گردشگر گریز، روند تکاملی این جزیره ادامه نیافت و نه تنها گردشگران خارجی به میزان قابل ملاحظه یی به این جزیره جذب نشدند بلکه بسیاری از علاقه مندان این جزیره زیبا نیز راه برخی جزایر کشورهای همسایه را پیش گرفتند و کیش جزیره بسیاری از گردشگران داخلی، علاقه مندان به خود را از دست داد. کسانی که در سال های درخشان جزیره کیش به این جزیره سفر می کردند، با سفری کوتاه به این جزیره در خواهند یافت که کیش مانند گذشته متکامل نشده و مانند آب راکدی است که از نظر زیرساخت های گردشگری چندان با وضع اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 توفیقی پیدا نکرده است، در صورتی که جزایری مانند کیش ذاتا نیازمند توسعه و تکامل سالانه هستند. به همین دلیل است که امروز این جزیره (که این پتانسیل را دارد که عروس جزایر خاورمیانه شود) از رقبای خود در منطقه عقب مانده و در صورت عدم توجه و به روزرسانی زیرساخت ها عقب تر نیز خواهد افتاد. ولی با همه این نگرانی ها، هنوز جزیره زیبای کیش الگوی دیگر مناطق آزاد ایران است و محوریت گردشگری در آن می تواند نمونه یی خوب برای دیگر مناطق آزاد کشور باشد. متاسفانه دیدگاه مناطق آزاد دیگر نسبت به یک منطقه آزاد هنوز تجارت محور است و مسوولان این مناطق از تجربه موفق کیش بهره نجسته اند. مناطق آزاد قشم، چابهار، ارس، انزلی و اروند متاسفانه از نظر گردشگری دچار زیرساخت های بسیار غلط و عدم تفکر ساماندهی هستند و هنوز دورنمای مناسبی نیز در این زمینه دیده نمی شود. کوتاه سخن اینکه باید چشم ها را شست و به مناطق آزاد کشور و نیز به صنعت گردشگری به گونه یی دیگر نگریست، رقبا در حال به روزرسانی خود با استفاده از آخرین فناوری ها با تکیه بر پویایی و خلاقیت در صنعت گردشگری خود هستند و نه تنها سهم قابل توجهی از درآمدهای این صنعت را به خود اختصاص می دهند بلکه علاقه مندان به گردشگری در کشور ما را نیز به تور جاذبه های (ایجاد شده) خود انداخته اند و ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم.
آسیب های روانی جامعه امنیت اجتماعی را تهدید می کند
روزنامه اعتماد، شماره 2242 به تاریخ 30/5/90، صفحه 11 (حوادث)
لینک :
روزنامه اعتماد :
بانک اطلاعات نشریات کشور : http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2342683
از قتل میدان کاج سعادت آباد و حادثه خمینی شهر اصفهان و قتل روح الله داداشی در کرج، اگر به آرشیو صفحات حوادث روزنامه ها مراجعه کنیم متوجه خواهیم شد که اینها تنها بخش کوچکی از فجایعی است که در ماه های اخیر در کشورمان رخ داده است. قتل ها و فجایعی که در کشور رخ می دهند یا در حال رخ دادن هستند، روز به روز خشن تر و فجیع تر می شوند و در این فجایع یک نقطه مشترک وجود دارد که نام آن بحران روانی است. اینکه وضع سلامت روانی جامعه وضع مناسبی نیست، حرفی تازه نیست، متاسفانه مسوولان از دیر باز به هشدارهای روانشناسان اجتماعی بی توجه بودند و این هشدارها را جدی نمی گرفتند. اینکه چرا امنیت روانی جامعه به چنین وضعی دچار شده و اصولاراه های نرم افزاری مقابله با آن چیست، هدف اصلی این نوشتار نیست ، که خود نوشتاری مستقل و مفصل را می طلبد. این کوتاه نوشتار در تلاش خواهد بود تا روی بخش کوچکی از بحران روانی و امنیت اجتماعی جامعه تمرکز کند و راه حل های کوتاه مدت تر مقابله با آن را مورد بررسی قرار دهد. ای کاش نیروی انتظامی آماری جداگانه از دعواها و درگیری هایی که هر روزه در سطح شهرهای بزرگ کشور مانند تهران به بهانه های مختلف و به صورت روزمره انجام می شود به همراه تلفات این دعواها منتشر می کرد تا عمق فاجعه بیشتر مشخص شود. این روزها همه ما هنگامی که سپیده دم از منزل خارج می شویم تا زمان بازگشت به خانه، در انتظار دیدن درگیری های لفظی و فیزیکی ناشی از ترافیک، عدم رعایت حق تقدم در رانندگی یا مسائل دیگر هستیم، گویی هر روز آبستن حادثه یی است و شاید در یکی از این حوادث قربانی خود ما باشیم. متاسفانه آستانه تحمل همه ما به عنوان اعضای این جامعه به پایین ترین حد ممکن رسیده و هر لحظه به بهانه های مختلف ممکن است فاجعه یی در کمین باشد. در درگیری هایی که در جامعه شهری ما روی می دهد معمولاسه گروه انسان قابل بررسی وجود دارند: 1- انسان هایی که در ابتدا عصبانی می شوند و سپس خشمشان را فرو می نشانند و دنبال دردسر نیستند. 2- انسان هایی که به هر دلیل خشمگین می شوند و به دلیل برخی مشکلات و فشارهای روانی سعی در تخلیه خود در دعوا می کنند که البته این دسته هم در نهایت دعوا را ادامه نمی دهند و در صورت کوتاه آمدن طرف مقابل آنها هم کوتاه می آیند. 3- انسان هایی که دچار عقده های فروخورده روانی فراوانی هستند و با جرقه یی آماده اند تا منفجر شوند و به صف نامیمون بزهکاران بپیوندند. معمولاافراد گروه سوم به همراه خود سلاح سرد نیز حمل می کنند که البته ریشه نهایی این حمل سلاح سرد در ترس است. متاسفانه طبق این تقسیم بندی، افراد گروه سوم به نحو چشمگیری در جامعه افزایش پیدا کرده اند و آماده اند تا به هر بهانه کوچک و بزرگی فجایعی مانند آنچه این روزها دچار آن هستیم را بیافرینند. در این میان نقش نیروی انتظامی، نقشی بسیار پررنگ و حیاتی است، وقت و انرژی این ارگان برای جلوگیری از بروز بحران های اجتماعی باید بسیار فعال تر و پویاتر از آنچه مشاهده می شود به کار برده شود. چندی پیش نیروی انتظامی اعلام کرد که هرگونه حمل سلاح سرد، غیرقانونی و به مشابه حمل سلاح گرم تلقی می شود و همان مجازات را برای حمل کننده خواهد داشت. متاسفانه این قانون، با توجه به اینکه تعداد قابل توجهی از افراد جامعه سلاح سرد با خود حمل می کنند، آنچنان که باید با قاطعیت اجرا نشد و مانند برخی قوانین دیگر (مانند قانون جدید راهنمایی و رانندگی) با سیاست به اصطلاح «شل کن، سفت کن» همراه بود. البته قابل درک است که نیروی انتظامی برای اجرای دایمی این قوانین نیازمند امکانات فنی و نیروی انسانی کارآمد بیشتری است و امید است با در نظر گرفتن ضرورت اجرای دایمی این قوانین و جدی گرفتن وضع قرمز سلامت روانی جامعه و تهدید امنیت اجتماعی، به نیروی انتظامی در راه ارتقای هر چه بیشتر امکانات یاری رسانی شود. از یاد نبریم که یکی از انتظارات اولیه مردم هر جامعه از حاکمیت خود، برقراری امنیت اجتماعی است و اصولایکی از مهم ترین فاکتورهای امنیت ملی در جامعه برقراری امنیت اجتماعی است، امید است با قوا و قاطعیت بیشتری در جهت برقراری امنیت اجتماعی جامعه ایرانی حرکت شود.
طاق کسری و مرگی تدریجی

سایت تابناک: http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=117086
ویکی پدیا : ( با درج کلمه طاق کسری )
سایت علمی دانشجویان ایران : http://www.daneshju.ir/forum/f492/t101740.html
به قلم : کمیل روحانی
تاق خسروانی، یادگار شکوه ایران باستان، با بی توجهی عراق، روز به روز به پایان خود نزدیکتر میشود و پرسش اینجاست، کشورمان تا کنون برای حفظ این میراث ایرانی، چه کرده است؟
گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، روزانه ایرانیان بسیاری با هدف زیارت به کشور عراق سفر میکنند، با وجود این، درصد اندکی از آنان حتی میدانند یکی از با شکوه ترین آثار معماری ساخته دست پدرانشان، در این کشور واقع است.
طاق کسری یا تاق خسرو (ایوان مدائن)، در شهر مدائن و در 35 کیلومتری جنوب بغداد در استان دیاله قرار گرفته است و به نظر میرسد اتفاق بدی نمیافتد اگر تورهای زیارتی و سیاحتی که وظیفه گرداندن ایرانیان را بر عهده دارند، تدابیری بیندیشند که ایرانیان بتوانند از تاق خسروانی نیز دیدن کنند.
این کار دو مزیت دارد: نخست اینکه ایرانیان زائر، با تاریخ کشورشان نیز بیشتر آشنا میشوند و دوم اینکه عراق در صورت افزایش شمار بازدیدکنندگان از این اثر تاریخی مجبور میشود حفظ و مرمت و رسیدگی به زیرساختهای گردشگری این اثر تاریخی ایرانی را جدی تر بگیرد.
تا هنگامی که خودمان جهت حفظ و نگهداری از میراث فرهنگی سرزمینمان کوشا نباشیم، نه تنها دیگران برای حفظ و نگاهبانی از داشتههای فرهنگیمان دل نمیسوزانند، چه بسا (با تجربهای که در این زمینه وجود دارد)، در جهت نابودی هر آنچه در منطقه به نام آثار ایرانی وجود دارد، همه ابزارهای خود را به کار گیرند.
به جایی بر نمیخورد اگر از بودجههای هنگفتی که برای سازندگی عراق سرازیر میشود، مبلغ ناچیزی نیز به حفظ، نگهداری و مرمت طاق کسری و توسعه زیرساختهای گردشگری این بنای ایرانی اختصاص یابد.
• نابودگران تاریخی طاق کسری
خوشبختانه توده مردم عراق با توجه به ریشههای مشترک تاریخی با ایران، هیچگاه درصدد نابودی آثار ایرانی کشور خود نبوده و نیستند. مشکل اصلی در این زمینه، حکومتهای نژادپرست و خودکامه و افراد متعصبی هستند که با ایران و ایرانی دشمنی و کینه تاریخی دارند؛ دشمنی و کینهای که باید از لحاظ جامعه شناسی، درباره آن کنکاش تاریخی صورت گیرد.
هارون الرشید، خلیفه عباسی کوشید طاق کسری را کاملا ویران کند، ولی در انجام هدف خود ناکام ماند.
• صدام و تلاش برای نابودی کاخ خسروانی
تاق خسرو تا اواخر حکومت رژیم بعث عراق، به عنوان یکی از مهمترین تفریحگاههای اعراب شناخته میشد، اما رژیم بعث که تاب این استقبال را نداشت، اقدام به تخریب بیشتر این مکان کرد.
نخست به دستور صدام، موزه ای از عکس های وی به شیوه ای مدرن نزدیک این مجموعه تاریخی ساخته شد که هدف از آن، تغییر مکان تجمع مردم از ایوان مدائن به آن مکان بود. اما این موزه نتوانست جایگاه باارزش ایوان مدائن را نزد مردم تغییر دهد؛ از این رو صدام دستور تخریب برخی مکانها و دیوارهای باستانی این مجموعه را صادر کرد.
این جنایتکار نژادپرست حتی در نوشتههای سنگی قدیمی مجموعه نیز دست برد و به عمد، اسم خود را وارد آنها کرد تا با خدشه دار کردن این مجموعه تاریخی، مردم را از تجمع در آن باز دارد. این عمل وی سبب شد تا یونسکو، با ارسال نامه ای از این اقدام دولت عراق شکایت کرده و پس از آن، طاق کسری و ایوان مدائن را از فهرست آثار ثبت شده یونسکو حذف کند.
پس از مدتی، رژیم بعث، سفر به این مکان را ممنوع اعلام کرد و با گذشت یک سال از منع سفر به آن، صد و هفتاد نفر از متخلفان را به جرم رفتن به این مکان، اعدام کرد. پس از این واقعه، این مکان متروک باقی ماند و هیچ اعتنایی به آن نشد و روز به روز بر فرسودگی و خرابیهای آن افزوده شد.
• تاق خسرو و تروریستهای فرهنگی
در پی تصرف عراق به دست نظامیان آمریکا و هم پیمانانش در سال 2003، آسیبهای بسیاری به این مکان وارد شد؛ به گونه ای که در پی درگیریهای پیاپی نظامیان خارجی با نظامیان بعثی، این مکان نیز هدف گلوله و بمب های دو طرف قرار گرفت. این در حالی بود که پس از آن، امکان سفر به این مکان برای مردم مهیا شده بود و رونق از دست رفته، به تدریج دوباره به آن باز میگشت.
با شروع فعالیت گروههای تروریست در عراق، وضع مجموعه ایوان مدائن باز هم بدتر شد. در ماه فوریه 2005، تروریستها با انجام یک عملیات تروریستی، قسمتی از ایوان مدائن را تخریب کردند که از آن به عنوان بزرگ ترین آسیب به این مجموعه پس از اشغال عراق یاد شده است.
در پی اعلام خطر نابودی این مجموعه تاریخی ارزشمند در عراق، مقامات میراث فرهنگی ایران اعلام کردند قصد دارند با کمک یونسکو، این مکان تخریب شده را بازسازی کنند و دوباره آن را به جمع آثار ثبت شده در اسناد میراث فرهنگی یونسکو بازگردانند.
بر خلاف انتظار، این عمل پسندیده ایرانی ها را اعراب افراطی و تندرو، مداخله در امور عراق و راهی برای حاکمیت بر این کشور تعبیر کردند؛ به گونه ای که یکی از پایگاههای اینترنتی عرب، موسوم به الصوت العروبه نوشت: «ایرانیها با کمک سپاه پاسداران و سازمان اطلاعات خود، به بهانه بازسازی ایوان مدائن که یادآور ستیز پیشینیان آنها ضد پیغمبر اسلام (ص) است، می خواهند عراق را به تصرف خود درآورده و یاد و خاطره سلسله گذشتگان کفار خود را زنده کنند.»
البته مقامات عراقی نه فقط تا کنون پاسخ منفی به مقامات ایرانی نداده اند، بلکه حاضر به همکاری و ادامه مذاکرات با مقامات ایرانی در این باره نیز شده اند. البته این مذاکرات به سبب وجود ناامنی در عراق به تعویق افتاده است. اما مقامات عراقی اطمینان داده اند که به حرفهای مغرضانه برخی رسانه های عربی گوش نخواهند داد و با کمک ایرانیان، میراث فرهنگی خود را که مشترکات زیادی با ایرانیان دارد، بازسازی و زنده خواهند کرد.
• چیستی تاق خسروانی...
طاق کسری (تاق خسرو) یا ایوان مدائن، کاخ پادشاهان ساسانی در شهر «اسبانبار» در ساحل خاوری رود دجله و از مهم ترین سازه های دوران ساسانیان است، محلی که در شهر مدائن در 35 کیلومتری جنوب بغداد کنونی در استان دیاله که از استانهای مرزی و شرقی عراق است، قرار گرفته است.
بیشتر گمان می شود که طاق کسری در تیسفون جای دارد، ولی تیسفون، اسبانبر و چند شهر کوچک دیگر مانند بغداد، روی هم شهرگان یا مدائن را تشکیل می دادند. طاق اصلی این کاخ، بلندترین طاق خشتی ساخته شده به دست انسان است. بلندای این طاق 35 متر، پهنایش 25 متر و درازایش 50 متر است.
بنا بر آنچه در نوشتار پهلوی خدای نامگ آمده است، این کاخ به دستور شاپور اول ساخته شده است.
بسیاری نیز ساخت این کاخ را به نوشیروان بزرگ، شاه مشهور و مقتدر ساسانی نسبت میدهند.
برخی نیز اینچنین میگویند که تاریخ ساخت این بنا، به زمان اشکانیان باز میگردد که در زمان ساسانیان به دستور انوشیروان ساسانی بازسازی و توسعه یافته است.
گفتنی است شیوه معماری این بنا پارتی است.
مدائن در حقیقت همان تیسفون، پایتخت سلسله ساسانی است که با حمله اعراب و تصرف آن به دست آنها، به مدائن تغییر نام یافت.
این شهر در روزگار خود، از چنان زیبایی ای برخوردار بود که اعراب ساده سپاه اسلام وقتی آن را فتح کردند، به چنان حیرتی دچار شدند که گفتند تیسفون همان بهشت موعودی است که پیغمبر وعده اش را به ما داده بود !
پس از آن، این شهر تبدیل به تل ویرانه ای شد که زیبایی گذشته خود را هرگز باز نیافت.
این کاخ پس از حمله اعراب، به کلی نابود شد و جز ویرانه های طاق آن که ارتفاعی در حدود 70 متر دارد و شماری از دیوارهای کاخ هیچ چیز باقی نماند.
در گذر زمان، شهر پویایی خود را باز یافت. قرنها بعد، این مکان به یک تفرجگاه زیبا برای مردم تبدیل شد که همه ساله پذیرای خیل عظیمی از مردم عراق بود که با وجود هوای بسیار خوش و باغ های وسیع به آنجا سفر کرده و وقت خود را در کنار بقایای طاق کسری و دیوارهای اطراف آن می گذراندند.
مردم عراق و اعراب منطقه از این بنا نه به سبب پیشینه تاریخی، بلکه به علت سندیت اسلامی آن مبنی بر اینکه روزی که پیامبر اسلام (ص) به دنیا آمد، طاق بلند آن شکاف خورد، از آن یاد می کنند.
طاق کسری بقایای تالار بزرگ عهد ساسانی در محل تیسفون، عراق حالیه، که جزء کاخ سلطنتی بزرگ معروف به ایوان کسری بوده است؛ طول و عرضش را به ترتیب حدود 365 و 275 متر تخمین زدهاند. این ایوان در محله جنوبی تیسفون موسوم به اسفانبر یا اسانبر واقع بود.
در مجاورت طاق، چهار دسته ویرانه مشاهده میشود که جالب ترین آنها تلّی است معروف به حرم کسری؛ این ویرانه ها جزء ایوان کسری بوده است. به فاصلهٔ حدود ۴۶۰ متری جنوب شرقی طاق، بقایای ساختمان هایی مشاهده میشود که تا گوشهٔ دیوار معروف به بستان کسری، که شاید حصار باغ وحش بوده است، امتداد دارد.
در فاصله حدود 190 متری جنوب غربی بستان، تلی به ارتفاع 6 الی 5/ 7 متر واقع است که قاعده اش چهارگوش است. معروف به تل الذهب (تل طلا) یا خزانهٔ کسری است و آن ظاهراً در اصل بنای واحدی بوده که خسرو پرویز برای خزائن خود ساخته بوده است.
طاق کسری که بزرگترین و نظرگیرترین یادبود عظمت گذشته تیسفون است، در وسط ویرانههای مدائن قرار دارد.
• فردوسی پاکزاد و تاق خسروان
فردوسی در شاهنامه خود پس از اشاره به داستان ساخت این بنای باشکوه، چنین میگوید که در برابر ایوان تیسفون، پرده بسیار مجللی آویزان شده بود جواهرنشان که پس از یورش اعراب توسط مهاجمان، قطعه قطعه و میان آنها تقسیم شد.
هنگامی که کاخ تسیفون برپا بود، در روز بار عام، شاهنشاه روی تخت طلای خود مینشست و چون تاجی که باید برسر بگذارد، بسیار سنگین بود، آن را به زنجیری از طلا در بالای سر شاهنشاه از بالای طاق، طوری آویزان میکردند که در بالای سر وی قرار گیرد. (همین کارها را در همین اواخر برای پادشاهان قاجاریه انجام می دادند و این نشانه این است که این رسوم، از دهان به دهان تا دوره های جدید ادامه یافته است)
سپس اعیان و طبقات مختلف امپراتوری در بیرون پرده، صف میکشیدند و طی مراسمی، پرده را کنار میزدند و شاهنشاه ایران باشکوه و جلال مخصوصی روی تخت خود پدیدار میگشت و به طبقات مختلف بار می داد.
• هان ای دل عبرت بین ...
و چه خوش گفت خاقانی شاعر به همه رهبران خودکامه . مستبد و دیکتاتور همه اعصار تاریخ، هنگامی که شکوه بر باد رفته تاق خسروان را دید:
هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان
ایوان مدائن را آیینه عبرت دان
.. مست است زمین زیرا؛ خورد است به جای می
در کاس سر هرمز، خون دل نوشروان
کسری و ترنج زر، پرویز و تر زرین بر
بر باد شده یکسر، با خاک شده یکسان
آری اینچنین گفت آن پژواک آسمانی که " هنگامه بد مستی اهریمن پیروز مست ، روزی به پایان خواهد رسید . . . "

مهدی فقیه: نقش آفرینان بیمار را حمایت کننده ای نیست !
مهدی فقیه بازیگر سینما و تاتر ، دانش آموخته رشته سینما از دانشگاهای تهران و پاریس است و شاگرد اساتیدی چون عزت الله انتظامی، علی نصیریان و محی الدین لایق، مارسل ویولت، اسکار باتک ، وی اکنون نیز دانشجوی دکترای در رشته سینماست .
فیلم ملک سلیمان این روزها با بازی متفاوت مهدی فقیه این روزها بر پرده سینماها قرار گرفته است، بازی متفاوتی که موجب شد، در بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر به عنوان بهترین بازیگر نقش مکمل مرد انتخاب شود.
مهدی فقیه این روزها خانه نشین شده و دوران نقاهت را می گذراند. دوران نقاهتی که بر اثر بازی در یک تله فیلم به او تحمیل شده است .
آقای فقیه خدا بد ندهد ، هنر هفتم چه بر سر شما آورده است ؟
در جریان یک تله فیلم 90 دقیقه ای به نام " پرده خوان " ، موتور روی پایم افتاد و موجب شد، پایم از سه جا بشکند.
فیلم درباره زندگی پرده خوانی است که با سفر به روستاهای مختلف سفر می کند و واقعه عاشورا را برای مردم بازخوانی می کند.

البته به لطف خداوند مصدومیت بنده در سکانس آخر این فیلم اتفاق افتاد و موجب نشد که به کار لطمه ای وارد شود.
هزینه های بیمارستان را چه کسی پرداخت کرد ؟
همه هزینه های بیمارستان را خودم پرداخت کردم ! البته در بیمارستان که بودم، عوامل فیلم، یک عصای زیربغلی برای بنده خریداری کردند که از این دوستان تشکر می کنم .
بالاخره انتظارها به سر رسید و مدتی است که فیلم ملک سلیمان، اکران شده است، نقش شما در این فیلم متفاوت از نقش های دیگری بود که ایفا کرده اید ، در این باره توضیح دهید .
بنده در در ملک سلیمان نقش "آرا" که یک جادوگر یهودی است را ایفا می کنم. از دوران قدیم ، در میان قوم یهود برخی افراد که به جادو و سحر معتقد بودند و جریان صهیونیسیم نیز از دل این جریان متولد شده است و آرا از جمله این جادوگرانی است که بسیار زشت سیرت هستند.

با توجه به اینکه بیشتر نقش های من مثبت بوده است، برخی دوستان انتقاد داشتند که چرا نقشی منفی آن هم در چنین حجمی را پذیرفته ام.
البته در فیلم مریم مقدس نیز نقش یک کاهن یهودی معبد سلیمان را ایفا کردید که البته نقشی منفی بود
درست است ، ولی نقشی که در ملک سلیمان بازی کرده ام، بسیار بسیار منفی و منفور است و حتی آقای بحرانی نویسنده و کارگردان این فیلم معتقد بودند، این نقش ، منفی ترین نقشی است که تاکنون در سینمای ایران پدید آمده و بازی شده است.
به هر حال نقش منقی نیز جزئی از سینماست و اتفاقا یکی از مهم ترین قسمت های بازیگری است و تا این نوع نقش به درستی ایفا نشود، خوبی ها و نیکی های مد نظر سازندگان فیلم تجلی نمی یابند.
البته در ایفای نقش " آرا"ی جادوگر، نمی توان از گریم خوب سعید ملکان گذشت که حتی سبب شد بیشتر مردم متوجه نشوند که این نقش را بنده بازی کرده ام .
بنده نیز پیش از ایفای این نقش، تحقیقاتی را درباره علم سحر و جادوگری و ابعاد دیگر این نقش انجام دادم تا بتوانم نقش یک ساحر یهودی را به بهترین وجهی ایفا کنم .
اصولا ایفای نقش در سریال های مذهبی ، فارغ از مثبت یا منفی بودن نقش، نیازمند اعتقاد به مذهب است، من نیز این نقش را با همه اعتقاد بازی کردم.

جایزه بهترین بازی نقش مکمل مرد در جشنواره فجر نیز دلیلی است بر موفقیت شما در ایفای این نقش
البته این نظر لطف این جشنواره بود، ولی من جایزه اصلی خود را از مردم گرفتم، هنگامی که فیلم ملک سلیمان و نقش آرا در این فیلم را مورد لطف خود قرار دادند.
علاقه بسیاری به کار قرآنی داشتم، زیرا معتقدم تفسیر قرآن مسئله ای مهم و فیلم قرآنی تفسیری از قرآن است که می توان به عموم مردم ارائه کرد.
ساخت و بازی خوب در فیلم های مذهبی مستلزم اعتقاد است
به همین علت ساخت فیلم مذهبی باید توسط فیلم سازی ساخته شود که با مذهب آشنا باشد و خوشبختانه آقای بحرانی از عهده ساخت این فیلم به خوبی برآمد.
ایفای خوب نقش در چنین فیلم هایی نیز نیازمند اعتقاد است و هنگامی می توان اثر خوبی را خلق کرد که با ایمان آن نقش ایفا شود.
در جشنواره فجر سال 88 ، هنگامی که جایزه را می گرفتید گفتید ، خوشحالم که جشنواره فجر بالاخره مرا دید، دلیل ندیدن شما چه بود ؟
پس از فیلم حور در آتش، استادم آقای انتظامی گفت در هنگام جایزه گرفتن در تالار وحدت تو را خوهم دید، ولی در آن سال حتی جزو نامزدها نیز نبودم.
فکر نمی کنید، یکی از دلایلش توجه بیش از حد به تهرانی ها و نادیده گرفتن هنرمندان شهرستانی باشد ؟
فکر می کنم شاید دلیلش، شهرستانی بودن و بچه مسلمان بودنم بود.
بسیاری از دوستان، از تحصیلات دانشگاهی من در رشته سینما در داخل و خارج از کشور و تجربیات عملی بنده بی خبر بودند و فکر می کردند، به طور ناگهانی وارد سینما شده ام.
و سخن آخر :
به علاقه مندان بازیگری و سینما سفارش می کنم، حتما مطالعات خود را گسترش دهند و در این راه از ادبیات غنی ایران زمین غافل نشوند و آثاری چون شاهنامه و گلستان و بوستان سعدی را حتما مطالعه کنند.
سینماگران ایرانی و آرزوهایی سینمایی




حسن فتحی : سینمای ایران بچه یتیم است
حسن فتحی کارگردان سینما در گفتگو با پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر می گوید : سینمای ایران را دو خطر تهدید می کند ؛ یکی دخالت بی مورد نهادهایی که به هر دلیلی سعی می کنند در روند سینما مداخله کنند و دیگر تهدیدی است که سوی خود بدنه سینمای کشور متوجه این هنر است .
وی افزود : بی توجهی ها ، حسادتها و دسته بندی هایی که در میان سینماگران کشور وجود دارد این هنر را در معرض تهدید جدی قرار داده است .
فتحی گفت : یک مجموعه اگر از درون قدرتمند و متحد باشد از برون کمترین آسیب را خواهد دید ، سینما هم از این جریان مستثنی نیست .
این کارگردان اظهار داشت : هنگامی که مجموعه سینمای ایران از درون هماهنگ نیست ، هنگامی که کارگردان حال کارگردان را نمی پرسد ، هنگامی که بازیگر به بازیگر رشک و حسد می ورزد و هنگامی که تهیه کننده ها پنبه یکدیگر را می زنند ، نمی توان انتظار داشت سینمای ایران در مقابل تهیدات خارج از این مجموعه آسیب پذیر نباشد .
حسن فتحی تصریح کرد : طبیعتا در چنین فضایی افرادی خارج از سینما به خود اجازه می دهد تا در مورد آینده سینمای ایران تصمیم گیری کند .
وی ادامه داد : مثالی در مورد صنف کارگردانها که خودم جزئی از ان هستم بزنم ، ، کانونی به نام کانون کارگردانها وجود دارد که تمام وظیفه اش این است که اگر یکی از بستگان کارگردانی فوت کرد از طریق پیامک این موضوع را به اطلاع دیگر کارگردانها برساند ،تازه در همین موضوع هم مسایل پشت پرده ای وجود دارد ، مثلا اگر کارگردان مذکور ، به مسئولین کانون کارگردانها نزدیک تر باشد ، تعداد پیامکهای ارسالی افزایش می یابد ، اما اگر اینگونه نبود ، پیامکها محدودتر می شود .
وی ادامه داد : وضع صنف تهیه کنندگان هم از کانون کارگردان ها بهتر نیست ؛ آنها شوراهای صنفی مختلفی دارند که به صورت باندی اداره می شود و هر کدام از این صنف ها یا باندها ساز خود را می زنند .
حسن فتحی آرزو کرد : روحیه مروت ، مدارا ، همبستگی ، احترام و توجه به هم در سینمای ایران باب شود و روزی سینمای ایران به تشکیلاتی یکپارچه و منسجم دست پیدا کند .
این کارگردان سینما و تلویزیون معتقد است : شرایط خوبی در سینمای ایران جاری نیست ، وضع فیلمهای اکران هم که مشخص است و نازلترین فیلمها با مبتذل ترین موضوعات در اکران هستند ، فیلمهایی که در ظرف 15 روز ساخته می شود ، سالن داران هم تنها به فکر فکر سودند .
حسن فتحی گفت : سینمای ایران حکم بچه یتیمی را پیدا کرده که چون پدر و مادر بالای سرش نیست هر آنکه از راه می رسد به خود اجازه می دهد تا بر سر آن بکوبد .
سخنگوی خانه سینما آرزو می کند سینمای ایران به نقطه موفقیت برسد بدین معنی که قادر باشد مردم را به خود جذب کند و از این راه چرخهای اقتصادی سینمای ملی به درستی بچرخد .
امین تارخ و کوهی ازآرزوهای سینمایی
امین تارخ در گفتگو با پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر گفت : امیدوارم سینمای ایران به نقطه ای برسد که برای هر 50 هزار نفر یک سالن در کشور وجود داشته باشد که این مستلزم ساخت 1300 سالن سینما است در حالی که هم اکنون در کشور 250 سالن سینما وجود دارد .
وی افزود : امیدوارم فیلم نامه نویسی در دایره تنگ سوژه ها محدود نشود و آرزو می کنم برای سینما گران امنیت شغلی وجود داشته باشد .
امین تاریخ گفت : امیدوارم تجهیزات موزه ای سینمای ایران به تجهیزات کارآمد و به روز تبدیل شود و کوهی از آرزوی های خوب دیگر . . .
جهانگیر کوثری : سینمای فرهنگی در آستانه نابودی
جهانگیر کوثری که از تهیه کنندگان سینما است نیز در گفتگو با پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر گفت : پایه های سینما نوین ایران از دهه 60 گذاشته شد و توانست خود را پس از انقلاب اسلامی به عنوان یک پدیده به جهانیان معرفی کند .
وی گفت : مسئولین و مدیران سینمای ایران باید متوجه اهمیت ، گستردگی و یشرفتهای سینما در جهان امروز باشند و از یاد نبرند که این هنر جایگاه ویژه ای را امروزه در جهان پیدا کرده است .
کوثری افزود : سینمای ایران توانست موقعیت ویژه ای را در سطح بین المللی برای خود خلق کرده و در جشنواره های مختلف بین المللی خود را مطرح کند .
این تهیه کننده سینمای ایران اظهار داشت : سینمای نوین ایران بر اساس اصول اخلاقی بنیان نهاده شده است و جهان امروز سینمای ایران را به عنوان سینمایی نجیب و شریف می شناسند و امروز مدیران همه جشنواره های سینمایی بین المللی علاقه دارند حداقل یک یا دو اثر را در هر دوره از ایران داشته باشند و این نتیجه پایه ریزی درستی بود که معماران سینمای ایران در دهه 60 پایه نهاده اند .
وی افزود : درد سینمای ما امروز عدم اکران فیلمهای فرهنگی سینماهاست و جای تاسف است که تنها فیلمهای سخیف و مملو از لودگی اجازه اکران می یابند .
کوثری تصریح کرد : اگر از سینمای فرهنگی حمایت نشود این سینما در آینده ای نه چندان دور نابود خواهد شد و اهمیت خود ار از دست خواهد داد ، اگر فیلمهای فرهنگی امکان اکران به دست نیاورد ( که در حال حاضر به دست نمی آورد ) به زودی از میان خواهد رفت .
وی با اشاره به عدم حمایت از تهیه کنندگان سینما در ایران ، اظهار داشت : امروز حتی پول کاغذ و چاپ بلیط سینماها را تهیه کننده ها می دهند چه برسد به هزینه تبلیغات و آگهی و دیگر هزینه ها ،متاسفم برای سینمایی که هیچ تسهیلاتی در اختیار تهیه کننده جهت ساخت فیلم داده نمی شود .
جهانگیر کوثری افزود : امروز نزدیک به 140 سینمای دولتی داریم ، ازامی است دولت همه سینماهایی که در اختیار ارگانهای دولتی است را در اختیار گرفته تا برای فیلمهای فرهنگی نیز امکان اکران وجود داشته باشد .
معاونت سینمایی باید از قدرتش استفاده کند و سینماهای دولتی را در اختیار بگیرد تا بتواند در برابر سینماداری تاجرمعابانه بایستد.
این تهیه کننده سینمای ایران گفت : امروز در همه جای جهان دولتها از طرق مختلف از فیلمهای فرهنگی حمایت می کنند تا سینمای فاخر در کشورشان امکان ادامه حیات داشته باشد ، آرزو می کنم روزی این حمایت از تهیه کنندگان سینمای ایران نیز انجام شود .
سجادپور :
حضور در جشنواره های روشنفکری ، جهانی شدن سینمای ایران نیست
مدیرکل نظارت و ارزشیابی سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت : روز ملی سینما را به همه سینماگران کشور تبریک می گویم ، گرچه هیچ کدام از ما دلیل نامگذاری روز سینما دلیلی را نمی شناسیم .
سجادپور افزود : انتخاب روز ملی سینما ، که 5 سال پیش صورت گرفته ، انتخاب با سلیقه ای نبوده است و پیشنهاداتی در این زمینه وجود دارد که در آینده مطرح خواهد شد .
این مسئول سینمایی که خود از تهیه کنندگان و فیلم نامه نویسان سینمای کشور نیز هست تصریح کرد : سینمای ایران می تواند حامل پیام فرهنگی کشور در خارج از مرزها باشد ، و باید این این توان بالقوه را به توانی بالفعل تبدیل کنیم که البته فعلا از این توان نشانه ای نمی بینیم .
وی افزود : بعد از انقلاب به نظر می رسید راه جهانی شدن سینمای ایران باز شده باشد ولی متاسفانه پس از گذشت 30 سال این راه هنوز باز نشده و امروز سینمای ایران در عرصه بین المللی هیچ حضوری ندارد .
سجادپور ادامه داد : حضور در تعدادی جشنواره روشنفکری و سیاست زده با مخاطبی محدود از قشر روشنفکرش برای نظام ما پذیرفته شده و نشانه جهانی شدن سینمای ایران نیست .
منظور از حضور ، حضوری مردمی است که منجر شود فیلمهای ایرانی در اقتصاد پر رونق سینمای جهان ، جایگاه خود را پیدا کنند .
این یکی از مهمترین پوست ترکانی هایی است که سینمای ما باید انجام دهد که تحقق این مهم عزم همه اجزای نظام را می طلبد و باید از همه ابزارهای سیاسی و دپلماتیک در این خصوص استفاده کنیم .
سجادپور در پاسخ به این سوال که : شما از مخاطب بین المللی صحبت می کنید و این در حالی است که سینمای ایران هنوز در جذب مخاطب داخلی ناتوان بوده است ؛ آیا فکر نمی کنید راه جهانی شدن سینما ، در ابتدا جذب مخاطب داخلی است ، گفت : البته آمار بازدید از آثار سینمایی در سینما پائین و سالیانه حدود 16 میلیون نفر است ؛ با وجود فراموش نکنیم استقبال مردم از آثار سینمایی از طریق نمایش خانگی ، آمار خوبی است و به راحتی از 100 میلیون نفر در سال می گذرد .
وی افزود : رشد جذب مخاطب داخلی و خارجی باید به صورت موازی و یکسان صورت گیرد .
سجادپور ادامه داد : آرزوی من این است که روزی همه ایرانیان در همه شهرهای کوچک و بزرگ دارای سالن سینمای خوب و مجهز شوند .
سجادپور ابراز امیدواری کرد : روزی رفتن به سینما سینما در سبد رفاهی ماهیانه خانواده های ایرانی قرار گیرد
مهران رجبی : وضع سینما مانند وضع رانندگی در کشور
مهران رجبی نیز در گفتگو با پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر گفت : همه اجزای کشور باید به صورت همسان رشد داشته باشند ، نمی توانیم مثلا یک سینمای جهان اول و یک تاکسی رانی و هواپیمایی جهان سوم داشته باشیم و یک آموزش و پروش جهان دوم .
این بازیگر سینما افزود : فعلا همه اجزای جامعه ما در عرض یکدیگر پیش می رود ، یعنی وضعیت رانندگی ما مانند وضعیت سینمای ما یکسان است .
وی گفت : آرزومندم کشورم به وضعی برسد و از همه مشکلات در همه عرصه ها رهایی یابد و همه در نهایت به آرامش برسیم .
رجبی گفت : امیدوارم معضل بیمه و امنیت شغلی بازیگران حل شود ، به هر حال توقع از یازیگر زیاد است چون بیشتر دیده می شود و باید بپذیریم بازیگران ، امروزه مشکلات فراوانی دارند ، برای برآورده شدن انتظارات از بازیگران باید در ابتدا مشکلات آنها را حل کرد .
امین تارخ :
"اکران دولتی" راه نجات سینمای ایران نیست

امین تارخ : فعلا که حمایت لازم متاسفانه وجود ندارد ولی ما همیشه برای حمایت از استقلال خانه سینما امیدواریم ، ببینید ما اگر هم اکنون 4 میلیارد تومان بودجه در اختیار داشته باشیم ، می توانیم به صورت مستقل صندوق حمایتی بیمه بیکاری سینماگران ایران را تاسیس کنیم ، این مبلغ در معیارهای دولتی رقم چندان زیادی به نظر نمی رسد ، اما می تواند حداقل بخش مهمی از مشکلات صنف سینما ما را مرتفع کند .
ما امروز در نقطه ای قرار گرفته ایم که حتی بودجه معمولمان را که طبق مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی دو درصد از فروش فیلمهای سینمایی است را نیز ناقص دریافت می کنیم .
متاسفانه در سال گذشته 38 درصد از بودجه مصوب خود را دریافت نکردیم و امسال نیز از مجموع 800 میلیون تومانی که توافق شده تنها 100 میلیون پرداخت شده است . این موضوع باعث شده تا خانه سینما در تامین هزینه های خود نیز دچار مشکل شود ، حتی در پرداخت هزینه کارکنان خانه سینما !
حتی مستمری بگیران ما نیز امسال موفق نشدند حقوق معوقه خود را دریافت کنند ، افرادی که هر ماهه 80 هزار تومان دریافت می کردند ، البته این مبلغ مسلما مبلغ بالایی نیست ولی جالب اینجاست که همین مبلغ نیز حدود چهار ماه است که به تعویق افتاده است و این باعث سرشکستگی برای مجموعه سینمای ایران است .
نشانه ای از عزم دولت در حمایت از سینمای مستقل دیده نمی شود

شبکه خبر : جناب آقای تارخ بحث بنده رسیدن به نقطه ای است که دیگر خانه سینما چشم به دست دولت نداشته باشد و اصولا نیازمند پرداخت بودجه دولتی نباشد و بتواند به عنوان یک صنف برای خود درآمد زایی کند ، برای رسیدن به این نقطه باید چه راهکاری اندیشید ؟
امین تارخ : اجرای برنامه چهارم توسعه . استقرار نظام صنفی سینمایی در برنامه چهارم توسعه پیش بینی شده و طبق آن دولت مکلف شده که حداکثر تا ظرف یکسال نظام سینمایی را نه تنها به رسمیت بشناسد ، بلکه آنرا مستقر کند . اگر همین اصل از برنامه چهارم توسعه اجرایی شود به نظر من بخش عمده ای از مشکلات سینمای کشور حل شده و منجر به استقلال نظام صنفی خواهد شد .
شبکه خبر : آیا به نظر شما این عزم در دولت وجود دارد که این بخش از برنامه چهارم توسعه را اجرایی کند ؟
سخنگوی خانه سینما : من تنها امیدوارم عزم کمک به استقرار و استقلال نظام صنفی در دولت وجو داشته باشد ولی فعلا نشانه ای از این عزم دیده نمی شود .
البته ما سعی می کنیم منصف باشیم ، ممکن است معاونت سینمایی هم مشکلاتی را در زمینه بودجه داشته باشد . در حال حاضر که 5 ماه از سال 89 گذشته است دولت هنوز بودجه ما را نداده ، دو حالت را فرض می کنیم ، یا دارند و نمی دهند و یا حقیقتا ندارند و بودجه ما را نمی دهند .
اگر حالت دوم درست است ، چرا به ما اعلام نمی شود که بتوانیم تدبیری را در این زمینه بیندیشیم و از منابع مختلفی برای خود درآمدزایی کنیم .
امین تارخ : خانه سینما رقیب معاونت سینمایی نیست

شبکه خبر : آیا فکر نمی کنید معاونت سینمایی ، خانه سینما را به چشم رقیب خود می بیند ؟
- ما می توانیم امیدوارم باشیم که اینگونه نباشد ، چون رقابتی با معاونت سینمایی را در برنامه نداریم ، خانه سینما میل به همکاری و تعامل با معاونت سینمایی را دارد و تا کنون نیز سعی کرده با دعوت ، رفت و آمد و جلسات متعدد با مسئولین این معاونت ، رابطه حسنه ای میان این دو بخش سینمای کشور ایجاد شود و همواره نیز آماده تعامل و همدلی و همیاری با آنها هستیم .
اکران دولتی و گزینشی ؛ بلای جان سینمای ایران
شبکه خبر : به نظر شما به عنوان سخنگوی صنف سینمای کشور ، اکران دولتی و گزینشی تا کنون چه آسیبی را به صنعت سینمای کشور وارد کرده است ؟
سخنگوی خانه سینما : اصولا مقوله ای تحت نام سینمای فاخر وجود دارد که در بیشتر موارد این آثار با هزینه های گزافی نیز ساخته می شود و اساسا فروشی نیز نمی کند ، به نظر من سینمای ما در شرایطی قرار دارد که باید مسایل فرعی را رها کنیم و به مسایل و دغدغه های اصلی سینما توجه کنیم .
اگر مبالغ گزافی که برای ساخت آثار به اصطلاح فاخار هزینه می شود برای حل دغدغه های اصلی و صنفی سینما مانند ایجاد صندوق بیمه بیکاری و تقویت صندوق بازنشستگی هزینه شود ، بخش عمده ای از معضلات سینمای کشور حل می شود .

تجربه ثابت کرده که اصولا سرمایه گذاری و تولید دولتی در سینما که منجر به اکران دولتی نیز می شود ، راه نجات سینمای ایران نبوده و نیست .
سینما ذاتا باید صنعتی خصوصی باشد و به یقین چنین صنعتی است که می تواند با تکیه بر افراد دلسوز به کمال برسد و اصولا این نوع سینماست که صنعت سینما را جدی تر می گیرد .
ارتقای سطح فکری مخاطب ؛ مستلزم حمایت دولت
شبکه خبر : واژه سینمای سخیف مدت زمانی است که از سوی مدیریت سینمایی کشور متداول شده است و سینما را به دو بخش سخیف و غیر سخیف تقسیم کرده است ، موضوع خانه سینما در خصوص این واژه چیست ؟
امین تارخ : متاسفانه بخش عمده ای از فیلم های کشور ما را همین گونه فیلمها به خود اختصاص داده ، به نظر می رسد آنچه که منظور ابداع کنندگان این واژه بوده ، همان فیلم فارسی قدیم است و نوعی سینماست که نمی توان اثری از فرهنگ و هنر را در آن پیدا کرد و همان دکان دو نبشی است که تنها برای درآمد زایی عده ای باز می شود .
شبکه خبر : و بنا بر رسالت اصلی هنر ، ارتقای سطح فکری و سلیقه مخاطب را نیز منجر نمی شود ؟
حتی سطح فکری و سلیقه مخاطب را پایین می آورد . اجازه دهید مثالی بزنم ؛
در سفری به کشور آلمان داشتم برای حضور در جشنواره ای ، در این سفر متوجه شدم در مقابل فروش هر نمایش تاتر ، دولت موظف است بین 80 تا صد درصد فروش آن تاتر را نیز اضافه بر درآمد ، در اختیار هر گروه قرار دهد ، علت آن را جویا شدم پاسخ چنین بود : با توجه به اینکه تاتر هنر گرانی است ، دولت ها خود را موظف می دانند برای بالا بردن یا بالا نگه داشتم سطح سلیقه مردم از تاتر حمایت کنند و این موضوع برای کشور ما نیز نمونه و الگوی مناسبی است .

و پایان سخن . . .
مباحثی را که در این مصاحبه مطرح کردم تحت عنوان " امین تارخ" مطرح نشد . تنها به عنوان به عنوان سخنگوی خانه سینما و عضو هیئت مدیره این صنف برخی دغدغه ها و مشکلات سینماگران کشور را مطرح کردم . /
مهران رجبی :
با واژه "سینمای سخیف " مشکل دارم

مهران رجبی در گفتگو با پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر افزود : باید به سلیقه مردم احترام گذاشت و پذیرفت که جهان بینی افراد مختلف پیرامون مسایل مختلف ، متفاوت است و چنین نام گذاری هایی حتی توهین به بینندگان اینگونه فیلمهاست .
وی گفت : البته منکر این نیستم که برخی حرکات در برخی فیلمها مناسب نیستند ولی باید در نظر داشت که تعداد اینگونه فیلمها بسیار اندک است و نمی توان به خاطر لحظات محدودی ازبرخی از فیلمهای اندک ، بخش عمده ای از سینما را زیر سوال برد .
مهران رجبی در پاسخ به این سوال که آیا خود را بازیگر فیلمهای سخیف سینمایی می داند یا خیر اظهار داشت : من در طول کارهای سینمایی خود در آثار عالی ، خوب ، متوسط و ضعیفی ایفای نقش کرده ام و اصولا با کلمه سخیف مشکل دارم و خود را بازیگر فیلم سخیفی نمی دانم .
این بازیگر سینما ، گفت : به یقین همه آثار هنری خلق شده در جهان قوی و منحصر به فرد نیستند ، بهترین هنرندان نیز نمی توانند در طول زندگی هنری خود ، آثار عالی و یکدستی را خلق کنند ، سینما هم از این جریان مثتثنی نیست و در همه جای جهان کارهای عالی ، خوب ، متوسط و ضعیفی در این هنر صنعتی تولید می شود که این یعنی درجه بندی آثار سینمایی .
وی افزود : بسیاری از کسانی که امروز به ساخت سینمای سخیف محکوم می شوند ، روزگاری فیلمهایی را تولید کرده اند که تحسین همگان را برانگیخته است و درست نیست که امروز به دلیل رویکرد آنها به طنز و سلیقه مردم ، محکومشان کنیم .
مهران رجبی ، مشکل اصلی در شکل گیری نامناسب برخی فیلمها را در مرحله پس از فیلمنامه دانست و تصریح کرد : خود من شاهد بودم در بسیاری از فیلمها که نام آنها را نمی آورم ، فیلمنامه ، فیلمنامه خوبی بود ولی ، کار به دلایل مختلف ازجمله برخی حرکات جلف به ناکجا آباد کشیده شد .
با مهرجویی کارکردن را دوست دارم
وی در پاسخ به این سوال که کار با کدام کارگردانها را بیشتر می پسندد ، اظهار داشت : به آنهایی که بیشتر به فکر آبروی خود هستند و به تبع آن ، آبروی بازیگران هم با بازی در فیلمهای آنها زیر سوال نمی رود مانند کیانوش عیاری ، سید رضا میرکریمی .
مهران رجبی علاقه خود جهت همکاری با داریوش مهرجویی را پنهان نکرد و خاطر نشان کرد : متاسفانه تا کنون با آقای مهرجویی کار نکرده ام . به تبع همکاری با کارگردانهای بزرگ تاریخ سینمای ایران از افتخارات هر بازیگری حساب خواهد شد .
این بازیگران سینمای ایران در پاسخ به این سوال که علاقه مند است بیشتر در ژانر طنز به ایفای نقش بپردازد یا ژانر جدی ، گفت : هیچ دلیلی وجود ندارد که من علاقه مند باشم در سبک خاصی کار کنم ، من علاقه مندم کار کنم و نقش خود را به بهترین وجهی بازی کنم ، حال می خواهد در قالب طنز یا جدی .
وضعیت سینمای ایران مانند وضعیت رانندگی در کشور !
وی وضعیت کنونی سینمای ایران را از دید خود اینگونه تشریح کرد : به هر حال وضعیت سینمای ایران مانند بخشهای دیگر جامعه است ، مانند هواپیماها ؛ مانند آموزش و پرورش ، مانند تیم ملی فوتبال و مانند وضعیت رانندگیمان است ! البته من به آینده امیدوارم .
مهران رجبی در حال بازی در . . .
مهران رجبی در پایان از ایفای نقش خود در سریال تلویزیونی قهوه خانه بهشت خبر داد : این پروژه با کارگردانی محمد تقی انصاری حدود یک ماه است که کلید خورده و احتمالا طبق قرارداد یکماه دیگر هم درگیر این کار هستیم که زمان پخش آن در شبکه یک هنوز معلوم نیست ، همچنین در تله فیلم " تا افطار چیزی نمانده " نیز به کارگردانی حامد حسینی بازی می کنم که قرار است در ماه مبارک رمضان از یکی از شبکه های سیما پخش شود .
به آنان که فدای نگاشتن حقیقت شدند . .
ز
«قلم» ، حافظ علوم و دانشها، پاسدار افکار اندیشمندان، حلقه اتصال فکری عالمان و پُل ارتباطی گذشته و آینده بشر بوده است ، حتی ارتباط آسمان و زمین نیز از راه لوح و قلم به دست آمد.
«قلم»، نقطه پیوند انسانهایی است که از نظر زمان و مکان جدا از هم زندگی میکنند ؛ گویی همه متفکران بشر را در تمام طول تاریخ و در تمام نقاط زمین، در یک کتاب خانه بزرگ جمع میبینی!
در این کتابخانه، سخنان آسمانی و زمینی جمع است، از سقراط گرفته تا ابنسینا ، از گذشتگان تا معاصران ، از قرآن و نهج البلاغه تا اوستا و انجیل ، همه و همه هستند.

«قلم»، رازدار بشر و خزانه دار دانشها و جمع آوری کننده تجربههای قرنها و دورانهاست . . .
مبادا بخشکانیم چشمه اهورایی قلم را . . .

«قلم» چشمه است، آن را نخشکانیم
«قلم» چشم است تا قدم از قدم برداریم و پیش پایمان را ببینیم، آن را کور نکنیم
«قلم» عصاست، نه تنها برای پیران ؛ که همگان بدان تکیه کنند
«قلم» ، تنها عصای دست نیست، فرهنگ، اندیشه، تفکر و فرهیختگی،همه بر این عصا تکیه کردهاند، این عصا را نشکنیم
«قلم» زبان است، سخن میگوید، جنبش دارد، حیات قلم را نگیریم
«قلم» مقدّس است ، بیحرمتش نسازیم؛

و چنین گفت آن کلام مقدس : « زنهار، تا کلام را به خاطر نان نفروشی و روح را در خدمت جسم درنیاوری... اگر میفروشی، همان به که بازوی خود را، امّا قلم را، هرگز . . . (عهد عتیق )
اصول جهانی اخلاق حرفه ای مطبوعات
کمیل روحانی : http://irinn.ir/Default.aspx?TabId=15&nid=189668
فارغ التحصیلان رشته پزشکی برای ورود به این عرصه قسم نامه ای دارند ، قسم نامه ای به نام نخستین شهید راه اندیشه ؛ سقراط که آنان را به رعایت اصول اخلاقی و حرفه ای رشته خود ملزم می دارد .
خبرنگاری نیز مانند پزشکی حرفه مقدسی است ، چون با فکر و روان جامعه مرتبط است ، حرفه ای که طی آن خبرنگار با یافتن مشکلات و نارسایی های جامعه و مطرح کردن آن در رسانه ها ، سعی در برطرف کردن یا کم رنگ کردن این نارسایی ها می کند .
خبرنگار صدای دردها و رنجهای مردم است ، انعکاس نگرانی ها و دغدغه های جامعه و اینجاست که در علوم ارتباطات تفاوت خبرنگار و روابط عمومی مشخص می شود .
حال آنکه روابط عمومی وظیفه دارد پیروزیها و کامیابی های سازمان یا وزارت خانه خود را برجسته کند و این رسانه است که موظف است آنچه را که روابط عمومی و خبرنگار تهیه می کنند ، به جامعه ارائه دهد ، و قضاوت تنها با مردم است . . .
و چنین است قسم نامه و تعهد اخلاقی و حرفه ای خبرنگاری که برخی از سازمانهای مطبوعاتی منطقه ای و جهانی برای اهالی رسانه ترسیم کردند :
اصل اول: حق مردم در دستیابی به اطلاعات
مردم و افراد حق دارند از طریق اطلاعات دقیق و جامع به تصویری عینی از واقعیت دست یابند و آرای خود را آزادانه از طریق رسانه های گوناگون فرهنگ و ارتباطات بیان کنند.
● اصل دوم: خبرنگار، وقف واقعیت عینی است
بارزترین وظیفه روزنامه نگار این است که با وقف صادقانه خویش نسبت به واقعیت عینی، خود را در خدمت حق مردم در راه دستیابی به اطلاعات حقیقی و موثق قرار دهد و به نحوی رویدادها را وجداناً در گستره صحیح خود با ترسیم مناسبات اصلی و بدون تحریف و با کاربرد ظرفیت خلاقانه خود انعکاس دهد، مطالب کافی در اختیار مردم قرار گیرد تا بتوانند با استفاده از این مطلب به تصویری جامع و صحیح از جهان دست یابند؛ جهانی که در آن منشأ، ماهیت و جوهره رویدادها، و نیز فرایند و وضعیت امور به عینی ترین شکل ممکن قابل درک باشد.
● اصل سوم: مسوولیت اجتماعی مطبوعات
اطلاعات در روزنامه نگاری نه یک کالا که یک «خبر اجتماعی» است، و این امر به این معناست که روزنامه نگار در مسوولیت انتقال اطلاعات سهیم است و لذا نه تنها در برابر کسانی که رسانه ها را کنترل می کنند، بلکه نهایتاً در برابر مردم به طور کل و مشتمل بر انواع منافع اجتماعی، باید پاسخگو باشد. مسوولیت اجتماعی خبرنگار وی را ملزم می سازد که تحت هر شرایطی همسو با وجدان اخلاقی خود عمل کند.
● اصل چهارم: شرافت حرفه ای خبرنگاران
نقش اجتماعی روزنامه نگار اقتضا می کند که معیارهای عالی شرافت در این حرفه، مشتمل بر حق روزنامه نگار برای خودداری از کار برخلاف اعتقاد شخصی، حق عدم افشای منبع اطلاعات و همچنین حق شرکت در روند تصمیم گیری در رسانه ای که برای آن کار می کند، محفوظ بماند.
شرافت حرفه ای به روزنامه نگار اجازه نمی دهد که به هیچ نحوی از آنها رشوه بپذیرد و یا برخلاف رفاه عمومی به ارتقای منافع خصوصی بپرازد. همچنین، احترام گذاشتن به داراییهای معنوی، و به طور اخص پرهیز از سرقت ادبی، جزو اخلاق حرفه ای محسوب می شود.
● اصل پنجم: دسترسی همگانی و مشارکت
ماهیت این حرفه اقتضا می کند که روزنامه نگار دسترسی همگان را به اطلاعات و مشارکت مردم را در رسانه ها، مشتمل بر حق تصحیح یا اصلاح و حق پاسخگویی ارتقا دهد.
● اصل ششم: احترام به حریم خصوصی و شوون انسانی
احترام به حق فردی، حفظ حریم و اسرار خصوصی و شوون انسانی که با قوانین ملی و بین المللی مربوط به حفظ حقوق و شهرت افراد، منعِ افترا، تهمت، توهین و مخدوش کردن شهرت افراد، هماهنگ است، بخشی لاینفک از معیارهای حرفه ای روزنامه نگار محسوب می شود.
● اصل هفتم: احترام به منافع عمومی
معیارهای حرفه ای روزنامه نگار احترام بایسته را برای جامعه ملی، نهادهای دموکراتیک و عفت عمومی تجویز می کنند.
● اصل هشتم: احترام به ارزشهای جهانی و تنوع فرهنگها
یک روزنامه نگار واقعی در حالی که به شخصیت ویژه، ارزش و شأن هر فرهنگ و همچنین به حق انتخاب و توسعه آزادانه نظامهای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی به وسیله مردم، احترام می گذارد، مدافع ارزشهای عام انسانی و بالاتر از همه، مدافع صلح، و دموکراسی، حقوق بشر، پیشرفت اجتماعی و رهایی ملی است.
به این ترتیب، روزنامه نگار به طرزی فعال در تبدیل جامعه به جامعه ای دموکراتیک تر مشارکت می جوید و از طریق گفت و شنود به ایجاد فضایی آکنده از اعتماد در مناسبات بین المللی مساعدت می نماید تا صلح و عدالت، تشنج زدایی، خلع سلاح و توسعه ملی در سراسر جهان تحقق یابد.
آگاهی روزنامه نگار از مقررات مربوطه مندرج درکنوانسیونها، بیانیه ها و قطعنامه های بین المللی جزو اخلاق حرفه ای به شمار می آید.
● اصل نهم: امحای جنگ و سایر مصایب فراروی بشر
تعهد اخلاقی نسبت به ارزشهای عام انسانی، روزنامه نگار را به پرهیز از هر نوع توجیه و یا تحریک به جنگهای متجاوزانه و مسابقه تسلیحاتی، بویژه در مورد تسلیحات هسته ای، و به پرهیز از همه شکلهای خشونت، نفرت یا تبعیض، به خصوص، نژاد پرستی و آپارتاید، سرکوبگری رژیمهای استبدادی، استعمار و استعمار نوین و همچنین به پرهیز از سایر مصایب بزرگ مضر به حال بشریت نظیر فقر، سوء تغذیه و بیماریها ملزم می کند، و با تعقیب چنین رویه ای است که روزنامه نگار می تواند به امحای جهل و سوء تفاهم میان مردم کمک کند و اتباع یک کشور را در مورد نیازها و آمال دیگران احساس سازد، و احترام به حقوق و شوون همه ملل، مردم و افراد را بدون لحاظ نژاد، زبان، ملیت، مذهب و باورهای فلسفی تضمین کند.
● اصل دهم: ارتقای نظم نوین اطلاعاتی و ارتباطی جهانی
روزنامه نگار در جهان معاصر در چارچوبی ازحرکت به سوی مناسبات نوین بین المللی به طور عام و در چارچوبی از نظم نوین اطلاعاتی به طور خاص، عمل می کند. هدف این نظم نوین، که بخشی لاینفک از نظم نوین اقتصادی بین المللی به حساب می آید استعمار زدایی و دموکراتیک کردن اطلاعات و ارتباطات در سطوح ملی و بین المللی است که بر پایه همزیستی مسالمت آمیز مردم و با احترام کامل به هویت فرهنگی آنان صورت می گیرد.
تعهد ویژه روزنامه نگار در این زمینه ارتقای روند دموکراتیک کردن مناسبات بین المللی در عرصه اطلاعات است که با عنایت به حفاظ و تقویت مناسبات دوستانه و مسالمت آمیز مردم و دولتها صورت می پذیرد.
سازمانهای که در تهیه اصول حرفه ای بین المللی مطبوعات نقش داشته اند ، به شرح ذیل هستند :
• سازمان بین المللی روزنامه نگاران (IOJ)؛
• فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران (IFJ)؛
• کنفدراسیون روزنامه نگاران آسیا (CAJ).
• فدراسیون روزنامه نگاران امریکای لاتین (FELAP)؛
• فدراسیون روزنامه نگاران عرب (FAJ)؛
• اتحادیه روزنامه نگاران آفریقا (UAJ)؛
• فدراسیون کارگران مطبوعات امرایکای لاتین (FELATRAP)؛
• اتحادیه کاتولیک بین المللی مطبوعات (UCIP)؛
گفتنی است از این میان ، «فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران» در نشست نهایی که در۲۰ نوامبر ۱۹۸۳ (۲۹ آبان ۱۳۶۲) در پاریس تشکیل شد، شرکت نکرد
|
چهارشنبه سوری؛آیینی که از نو باید شناخت . . .
این مطلب را سه سال پیش در خبرگزاری ایلنا (که مدتی خدابیامرز شد ولی به لطف شوک الکتریکی دوباره به عرصه مطبوعات کشور بازگشت ) نگاشتم ، یادش به نیکی . . .
بازتاب یافته در :
|
|||||
|
www.noandish.com/com.php?id=7644 www.advarnews.us/social/4312.aspx www.ilna.ir/shownews.asp?code=403146&code1=18 کمیل روحانی / تهران - خبرگزاری ایلنا -٨۵/١٢/٢٢ |
|||||
|
متن پیام : زردی من از تو, سرخی تو از من شب چهارشنبهسوری از آیینهای سالیانه پارسیان است و ایرانیان با برافروختن آتش و پریدن از روی آن, به استقبال نوروز میروند. زرتشتیان از دیرباز پنج روز مانده به نوروز را گرامی میداشتند و با حضور در آدریانها آتش که نماد ملی ایران بوده را, خوراک میداده و خوشبو میکردند. وی، دلایل این پرخاشگری را متعدد دانست و تصریح کرد: در دوره نوجوانی و جوانی معمولاً یک نوع نیاز به مطرح شدن به وجود میآید که در صورت عدم پاسخ مثبت, این نیاز به شکلهای منفی و نامتعادلی بروز پیدا میکند و بحران برگزاری جشنهای شب چهارشنبهسوری نیز در همین راستا است. با توجه به زیباییهایی که در مراسمهای واقعی آیین چهارشنبهسوری وجود دارد و پیشتر به قسمتی از آنها اشاره شد, ضروری است در سازمانهای دولتی مانند میراث فرهنگی و سازمان ملی جوانان وارد عمل شوند و روح معنوی این آیین و بسیاری از آیینهای دیگر را حفظ کنند تا مانند امروز شاهد این نباشیم که این روح معنوی به فراموشی سپرده شود و تنها پوستهای از این آیین معنوی آن هم به بدترین شکل خود باقی بماند و به گونهای خشونتآمیز برخلاف روح معنوی خود, برگزار شود.
|
اردیبهشتگان اهورایی و راستی های از دست رفته
http://www.chn.ir/news/?section=1&id=27104
http://khouznews.ir/pages/91.php
http://hamazoor.ir/persian/index.php?option=com_content&task=view&id=271&Itemid=155
http://www.amirparizad.com/index.php?option=com_content&task=view&id=2209&Itemid=37
در گاه شماری ایران باستان، روز سوم هر ماه و ماه دوم هر سال خورشیدی به نام اردیبهشت امشاسپند است. جشن اردیبهشتگان، اردیبهشت روز از اردیبهشت ماه است که نام روز و ماه با هم برابر افتاده است.
شب شبهای ایرانی و یخهای هزاره نو
منتشر شده در :
خبرگزاری ایلنا :
http://ilna.ir/shownews.asp?code=463690&code1=23
روزنامه کارگزاران :
http://www.kargozaaran.com/ShowNews.php?43380
روزنامه دنیای اقتصاد ( البته بدون درج نام منبع یا نویسنده . . . ! :
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=137131
سایت خبری آفتاب :
http://aftab.ir/articles/art_culture/cultural_heritage/c5c1229776514_yalda_p1.php
روزنامه سیاست روز :
http://www.siasatrooz.ir/CNewsRDetail.aspx?QSCNDId=3624&QSDNId=32
سایت خبری ایرانیان انگلستان :
http://www.iran-world.com/article.php?id=33662
متن مقاله : به راستی چند درصد ما ایرانیان قرن بیست و یکمی از فلسفه قبار گرفته فراسوی آیینهای نیاکانیمان آگاهیم ؟ بسیاری از ما هر ساله برخی از این آیینها را برگزار می کنیم فارغ از اینکه بدانیم چرا در حال برگزاری آنها هستیم . شاید تنها پاسخی که در این خصوص از بیشتر مردم شنیده می شود خلاصه در این جمله است که : این یک رسم است و ما باید ادامه دهنده رسمهای پدران و نیاکانمان باشیم . اما باز این سوال مطرح است که اگر پدران ما رسوم ناشایستی را برای ما به یادگار می گذاشتند ما همچنان آنها را می پذیرفتیم و صرفا به دلیل ارث رسیدن از نیاکان آنها را برگزار می کردیم ؟ به یقین بر اساس هر معیارسنجش و اعتقادی نباید اینگونه باشد ، پس چه نیکوست که در این خصوص چشمهایمان را بشوییم و به گونه ای دیگر بنگریم .
فراسوی بسیاری از آیینها و رسوم کهن ایرانی رمز و رازها ، پندها و کلیدهایی نهفته است که در صورت شناخت و درک آنها می توانیم تجربیات تاریخی مثبت نیاکانمان را برای ایرانیان آینده به یادگار بگذاریم .
یکی از این یادگارهای بر جای مانده ، آیین شب یلدا یا شب چله است که همه ما با هیجانها و خاطره های آن کودکیمان را سپری کرده ایم .
چه زیباتر و چه معقولتر خواهد بود که خانواده های ایرانی در هنگام برگزاری این آیین و دیگر آیینهای کهن ، بندی را اضافه کنند که بنا بر آن در شب یلدا ، پیرامون تاریخچه و فلسفه وجودی آن نیز با هم گفتگو کنند یا یکی از اعضای خانواده تاریخچه و چیستی یلدا را از روی متنی برای دیگر اعضای خانواده بخواند .
دوباره یلدا و . . .
از راه میرسد یلدا . آهسته و خاموش . خاموش اما با وسعتی به درازای تاریخ خود و مهری به عمق لطافت ایرانیانی که تاکنون آن را برگزار کرده اند . آنانی که رفته اند و آنانی که مانده اند و حتی آیندگانی که این آیین فرخنده را پاس می دارند .
دوباره شلوغ می شود سر میوه فروش و قناد و دوباره انتظار مادربزرگ برای هندوانه و انار و آجیل مشکل گشا تا همه اینها بهانه ای شوند برای دیدار نوه ها و بچه ها که دور او و پدربزرگ حلقه بزنند ، حلقه ای که به او و پدربزرگ احساس امنیت و آرامش می دهد و و اجاق خانواده را بیشتر از همه شب های سال گرم می کند .
یادش به خیر کرسی مادربزرگ ، چه لذتی داشت وقتی شبهای یلدا پاهای ما را گرم می کرد تا بدینسان همه وجودمان در این شب سرد زمستانی با تکیه بر کیمیای با هم بودن گرم شود . و به راستی جایگزین کرسی مادربزرگ این آتشکده خاموش اما جاودان گرم چیست ؟ آخر او ضامن در کنار هم بودن خانواده بود . آیا شوفاژ ، شومینه یا پکیج ، کرسی شب یلدا می شوند ؟
آیا هنوز شبهای یلداییمان آغشته به اشعار رندانه حافظ و حماسه های میهنی فردوسی می شود ؟
آیا هنوز به یادمان مانده که باید به دیدار پیران و بزرگانمان رویم ؟
آیا هنوز می دانیم آجیل ، هندوانه، انار و شیرینی و میوه های گوناگون یلدایی نشانه برکت
، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند ؟
طلب برکت ، فراوانی و شادکامی برای دیگران و خود که از فلسفه های برگزاری راستین این آیین شکرگزاری کهن ایرانیست را به تندباد فراموشی عصر روابط پیامکی نسپاریم .
شب شبها
شب شب یَلدا یا شب چِله آخرین شب آذرماه، شب پیش از نخستین روز زمستان و درازترین شب سال است. ایرانیان باستان با علاقه ای که به علم ستاره شناسی داشتند نیک می دانستند که این شب در نیم کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن شب به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاهتر میشود.
نیاکان باستانی ما با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر و تابش نور ایزدی فزونی مییابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا خورشید میخواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا میکردند.
آنها شادی و نشاط را از موهبت های اهورایی و غم و اندوه و تیره دلی را از پدیده های اهریمنی می پنداشتند. مراسم نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوری و شب یلدا و سنت های دیگر در واقع بیانگر این حقیقت است که ایرانیان پس از رهایی از بیدادگری و ستم به شکرانه بازیافتن آزادی، جشن برپا می ساختند و پیروزی نیکی بر بدی و روشنایی بر تاریکی و داد بر ستم را گرامی می داشتند.
شب یلدا نیز یکی از این موارد است. در دوران کهن، شب نماد تاریکی و تباهی و وحشت بوده و اغلب سعی می کردند که شب هنگام با افروختن آتش و افزودن نور، خانه روشن باشد تا پلیدی و تباهی در آن راه نیابد. شاید اصطلاح خانه ات روشن نیز از آن زمان برای ما به یادگار مانده است . شب یلدا شب شبها است . یعنی تسلط تاریکی بر زمین از تسلط نور خورشید و روشنایی می کاهد. و چون فردای این شب روشنایی بر ظلمت غالب و روز طولانی می شود، ایرانیان تولد دوباره خورشید را که مظهر روشنایی است جشن می گیرند.
پبشینهٔ یلدا
ابوریحان بیرونی از یلدا به عنوان جشن نود روز یاد کرده است . جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک آیین باستانی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار میکردهاند. بر اساس این باور یلدا روز تولد خورشید و بعدها تولد میترا یا مهر است. بسیاری بر این باورند که ریشهٔ پاسداشت شب چله میراث قوم کاسپیان است. کاسپها از اولین اقوام آریایی هستند که وارد ایران شدند.انها مردمانی با چشمهای کبودرنگ و موهای بور بودند که ابتدا در گیلان امروزی سکنی گزیدند و پس از چندی به نقاط دیگر ایران مهاجرت کردند.
ایرانیان این شب را شب تولد الهه مهر «میترا» میپنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن میگرفتند و گرد آتش جمع میشدند و شادمانه رقص و پایکوبی میکردند.آن گاه خوانی الوان میگستردند و «میزد» نثار میکردند. «میزد» نذری یا ولیمهای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیینهای ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی میگستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآوردهها و فرآوردههای خوردنی فصل و خوراکهای گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژهای که آن را «میزد» مینامیدند، بر سفره جشن مینهادند. ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوههای البرز به انتظار باززاییدهشدن خورشید مینشستند. برخی در مهرابهها (نیایشگاههای پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول میشدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شبهنگام دعایی به نام «نی ید» را میخوانند که دعای شکرانه نعمت بودهاست. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ میخواندند و به استراحت میپرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان , این روز را خرم روز یا خره روز مینامیدند). در این روز عمدتاً به این لحاظ از کار دست میکشیدند که نمیخواستند احیاناً مرتکب بدی کردن شوند که میترا ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ میشمرد.
واژه «یلدا» واژه ایست برگرفته از زبان سریانی (که از لهجه های متداول زبان «آرامی» است) به معنای تولد. زبان «آرامی» یکی از زبان های رایج در منطقه خاورمیانه و زبان اصلی نگارش کتب عهد جدید مسیحیان بوده است. (برخی بر این عقیده اند که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبا از راست به چپ نوشته می شده , وارد زبان پارسی شده است).
تأثیر یلدا در جشنهای دیگر اقوام
- البته این موضوع را باید تنها نظریه برخی مورخان دانست که معتقدند بیشتر رسوم دین مسیحیت از مهرپرستی(خورشید پرستی) و یا میتراییسم برگرفته شدهاست. مانند تولد مسیح در یک آغل که که به گفته آنها برگرفته شده از تولد میترا در غار است و همچنین شب میلاد مسیح که مصادف با یلدا میباشد , و همچنین درخت سرو و کاج که در آیین مهر با ستارهای بر فرازش تزیین میشد. (ستاره نشانه ایست که بازرگانان را راهنمایی میکند تا به میترا در غار برسند - درخت سرو را از این روی دوست داشتند که نماد آزادگی و مقاومت در برابر تاریکی بود که آثارش را در ادبیات فارسی میتوانیم به وفور بیابیم - درخت کاج از این روی در کشورهای اروپایی مرسوم شد که محیط طبیعی آنها برای رویش کاج بهتر بود). مورد دیگر شباهت کلاه بابانوئل با کلاهی شبیه کلاه موبدان آیین مهر است. بر اساس این نظریه تغییر تاریخ جشن میلاد مسیح(کریسمس) و انطباق آن بر سالروز تولد میترا، توسط کنستانتین کبیر و به مشاورت کلیسا، به منظور جایگزین نمودن آن با جشن انقلاب زمستانی یا زادروز خورشید بوده است.
- در حدود ۴۰۰۰ سال پیش در مصر باستان جشن «باززاییدهشدن خورشید»، مصادف با شب چله، برگزار میشدهاست. مصریان در این هنگام از سال به مدت ۱۲ روز، به نشانهٔ ۱۲ ماه سال خورشیدی، به جشن و پایکوبی میپرداختند و پیروزی نور بر تاریکی را گرامی میداشتند. همچنین از ۱۲ برگ نخل برای تزیین مکان برگزاری جشن استفاده مینمودند که نشانهٔ پایان سال و آغاز سال نو بودهاست.
- در یونان قدیم نیز , اولین روز زمستان روز بزرگداشت خداوند خورشید بودهاست و آن را خورشید شکست ناپذیر، ناتالیس انویکتوس، مینامیدند(که از ریشهٔ کلمهٔ ناتال که در بالا اشاره شد برگرفته شدهاست و معنی اش , میلاد و تولد است). ریشههای یلدا در جشن دیگر مرسوم در یونان نیز باقی ماندهاست از مهمترین این جشنهای میتوان به جشن ساتورن اشاره کرد.
- در قسمتهایی از روسیهی جنوبی , هماکنون جشنهای مشابهی بهمناسبت چله برگزار میکنند. این آیینها شباهت بسیاری با مراسم شب چله دارد. پختن نان شیرینی محلی به صورت موجودات زنده، بازیهای محلی گوناگون، کشت و بذر پاشی به صورت تمثیلی و باز سازی مراسم کشت، پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجرهها، آویختن پشم از سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانه خوانی و رقص و آواز و مهم تر از همه قربانی کردن جانوران از آیینهای ویژه این جشن بوده و هست. یکی دیگر از آیینهای شبهای جشن، فالگیری بود و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیینها در روستاهای ایران نیز کم و بیش به چشم میخورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارند.
یلدای باستانی و رسوم گوناگون ایرانیانی
در گذشته : در آیین کهن , بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دیماه تاج و تخت شاهی را بر زمین میگذاشتند و با جامهای سپید به صحرا میرفتند و بر فرشی سپید مینشستند. دربانها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ بردهها و خدمتکاران در سطح شهر آزاد شده و بهسان دیگران زندگی میکردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و آحاد مردم همگی یکسان بودند(صحت این امر موکد نیست , شاید تنها افسانه باشد).
و امروز : ان امروز نیز با گرد هم آمدن و شبنشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار میشود. متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا میشدهاست به این صورت که خانوادهها در این شب گرد میآمدند و پیرترها برای همه قصه تعریف میکردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوههای گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند , این میوهها که اکثراً کثیر الدانه هستند , نوعی جادوی سرایتی محسوب میشوند که انسانها با توسل به برکت خیزی و پر دانه بودن آنها , خودشان را نیز مانند آنها برکت خیز میکنند و نیروی باروی را در خویش افزایش میدهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشیدند در شب. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آیندهگویی میکنند.
در آذربایجان و شمال : در شمال و آذربایجان رسم بر این است که در این شب خوانچهای تزیین شده به خانهٔ تازهعروس یا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربایجان در سینی خود هندوانهها را تزئین میکنند و شالهای قرمزی را اطرافش میگذارند. درحالی که مردم شمال یک ماهی بزرگ را تزئین میکنند و به خانهٔ عروس میبرند.
- در شیراز : سفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاجها و خرما و رنگینک برای گرم مزاجها موجود است. حافظخوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازیهاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چلهنشینان شدهاست.
- در همدان : همدانیها فالی میگیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق مینشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر میخواند. دختر بچهای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن میزند و مهمانها بنا به ترتیبی که نشستهاند شعرهای پیرزن را فال خود میدانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقهاست در این شب خورده میشود. در تویسرکان و ملایر , گردو و کشمش و مِیز نیز خورده میشود که از معمولترین خوراکیهای موجود در ابن استان هاست.
- در خراسان : در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است.
- در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم میدهند که زیاد سخت نگیرد و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش میخورند.
- در گیلان هندوانه را حتما فراهم میکنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمیکند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از میوههایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه میشود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره میریزند، خمره را پر از آب میکنند و کمی نمک هم به آن میافزایند و در خم را میبندند و در گوشهای خارج از هوای گرم اطاق میگذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه میشود. آوکونوس ازگیل در اغلب خانههای گیلان تا بهار آینده یافت میشود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون میآورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب میخورند.
مردم کرمان تا سحر انتظار میکشند تا از قارون افسانهای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانوادههای فقیر تکههای چوب میآورد. این چوبها به طلا تبدیل میشوند و برای آن خانواده،
یلدا و اقلیتها
- یهودیان ایرانی نیز در این شب جشنی با نام «ایلانوت» (جشن درخت) برگزار میکنند و با روشنکردن شمع به نیایش میپردازند.
- مسیحیان ایرانی نیز مانند دیگر هموطنان خود در شب یلدا آجیل مشکل گشا میخورند و تا پاسی از شب بیدار می مانند و شب نشینی و شادکامی می کنند و در برخی مانند آشوریان فال از دیوان حافظ نیز رواج دارد.
- نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی که پیرو مزدک هستند نیز سخت گرامی و بزرگ دانسته میشود و از آن با نام «خرم روز» (خره روز) یاد میگردد و آیینهایی ویژه در آن روز برگذار میشود. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستان هنوز در میان برخی اقوام دیده میشود که نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان) است.
آیین شب چله و هزاره نو
یکی از زیبایی های برخی آیینهای کهن این است که به فراخور زمان می توان برداشتهای متفاوتی را از آن داشت ، برداشتهایی که برای جامعه در هر زمان و مکانی مفید باشد . بوده اند بسیاری از آیینها که در طول زمان تغییر کرده و لباسی نو پوشیده اند .
این روزها روزهای سردی است . سرما چند روزی است که بس ناجوانمردانه آغاز شده و به راستی این سوال مطرح است که مهمترین پیام یلدا برای انسان هزاره نو ایرانی در عصر روابط زمستانی چیست ؟
برای پاسخ به این سوال بد نیست نگاهی به روابط حاکم بر جامعه امروزمان بیندازیم . روابط خانواده ها ، روابط صنفی ، روابط دوستی و شراکتی و دیگر روابطی که می تواند در یک جامعه وجود داشته باشد . بنا بر آنچه قوه قضائیه اعلام کرده حدود 5 میلیون پرونده در این نهاد وجود دارد . به راستی جامعه ما به کجا می رود ؟ آمارهایی که در خصوص طلاق هر از گاهی منتشر می شود نشان از چیست ؟
اینجاست که نقش آیینی مانند یلدا هویدا می شود . یلدا برای ما ایرانیان در هر عصری و در هر شرایطی نماد گرمی اجاق مهر خانواده بوده و هست و خواهد بود ، حتی در این روزهای سرد زمستانی .
الگویی که یلدا به ما ارائه می دهد ، همان اگوی باستانی ایرانی است ، یعنی تقدس خانواده و احترام به همه اعضای آن است . حداقل برداشتی که از شب چله برای استفاده جامعه امروز ایرانی می توان داشت ، احترام و استحکام روابط خانوادگی است و یلدا بر این موضوع تاکید می کند که استحکام خانواده یعنی استحکام جامعه .
از یاد نبریم یلدا شب زادروز مهر است و شب زادروز مهر طولانی ترین شب سال است . همواره تاریک ترین نقطه شب آغاز طلوع خورشید است . پس باید با پند گرفتن از آیینهایی مانند یلدا به فرداهایی روشن نگریست .
پی نوشت ها : رضی، هاشم. گاهشماری و جشنهای ایران باستان / جلد چهارم فرهنگ معین - امیرکبیر تهران ۱۳۶۲ / مهر، فرهنگ. دیدی نو از دینی کهن. / دکتر عباس احمدی , مقالهٔ یلدا و جادو / مجله آفتاب , شمارهٔ پنجم , سال اول
فیلمبرداری"مستند کورش بزرگ"در خارج از ایران آغاز می شود
از شهریور ماه امسال کار فیلمبرداری مجموعه مستند کورش بزرگ یا عقاب شرق در خارج از کشور آغاز می شود .
عقاب شرق نام مجموعهء ویدئویی مستندی است که در باره چگونگی به قدرت رسیدن کورش بزرگ به تهیه کنندگی و کارگردانی هرمز امامی مستند ساز کشورمان تولید می گردد.
در این مجموعه مستند رخدادهایxتاریخ ایران، میان رودان، لیدی و برخی مناطق دیگر در سده های هشتم، هفتم و ششم پیش از میلاد تا پایان زندگی کورش بزرگ، تشریح می گردد و آثار بجای مانده از این تمدن ها در کشورهایی مانند ایران- پاکستان- افغانستان- هندوستان- ازبکستان- ترکمنستان- تاجیکستان- آذربایجان- ارمنستان- گرجستان- ترکیه- مقدونیه- عراق- عربستان سعودی- سوریه- اردن- لبنان- مصر- قبرس و یونان همراه با آثار موجود در موزه های روسیه- انگلستان، فرانسه، آلمان، ایتالیا و آمریکا به تصویر کشانده می شوند.
این مجموعهء تاریخی و فرهنگی، با حمایت علمی و معنوی برخی مراکز پژوهشی و دانشگاهی و صاحبنظران بین المللی تولید می شود که از جمله می توان به پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری- بنیاد پژوهشی پارسه پاسارگاد - مرکز مطالعات چغازنبیل و هفت تپه- کمیته ملی موزه های ایران ( ایکوم ) و نیز همکاری برخی سفارتخانه ها و نمایندگی های جمهوری اسلامی ایران در خاج از کشور اشاره کرد .
پژوهش این مجموعه با اقتباس از متون موثق تاریخی، مقالات و نظرات پژوهشگران و تاریخ نویسان معاصر و نیز یافته های جدید باستانشناسی تهیه شده است .
این مستند تاریخی بصورت ویدئو و با امکانات حرفه ایی تولید می گردد و در پایان بصورت هشت حلقه لوح فشرده دی وی دی جمعآ بمدت 400 دقیقه و با دو زبان فارسی و انگلیسی، بهمراه یک جلد کتاب مصور 200 صفحه ایی با نام"چهار گوشهء عالم"( مجموعه عکس هایی از سرزمین های مختلف و آثار هخامنشیان) دراختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت .
علاقه مندان می توانند برای همکاری با این مستند بزرگ تاریخی، به پایگاه اطلاع رسانی مجموعه به آدرس www.cyrusdoc.com مراجعه کنند./ پایان خبر
صنعت گردشگری لحظه به لحظه به مرز هشدار نزدیک می شود !
از : کمیل روحانی / خبرگزاری میراث فرهنگی
لینک مستقیم : http://www.chn.ir/news/?section=1&id=27650
مدیرعامل اتحادیه تعاونیهای گردشگری سراسر کشور، معتقداست یک گردش واقعی به سفری اطلاق میشود که در آن گردشگران حداقل بیش از دو یا سه شب در محلی مشخص اعماز هتل، مهمانپذیر یا کمپهای تعریف شده بمانند و پول خرج کنند لذا آماری که از سفر در کشور ارایه میشود؛ با آمار واقعی مطابقت ندارد.
|
|
|
|
ثبات سیاسی مهمترین عامل توسعه سرمایه گذاری در بخش گردشگری از : کمیل روحانی مراجعه مستقیم به مطلب انتشار یافته : http://www.chn.ir/news/?section=1&id=27462
|
|
|
خبرگزاری میراث فرهنگی_ گردشگری_ کمیل روحانی_ به نظر می رسد سرمایه گذاری در بخش گردشگری اگرچه نسبت به گذشته تحولاتی داشته اما میان آنچه که در بیان گفته می شود و واقعیتهای موجود؛ تفاوت زیادی وجود دارد.
احمد روستا، کارشناس ارشد گردشگری با بیان این مطلب در گفتگو با میراث خبر گفت:« در بحث سرمایه گذاری تنها مذاکرات، تفاهم ها و حتی موافقتهای اولیه را نمی توانیم به عنوان عامل تحقق رشد سرمایه گذاری در بخش گردشگری کشور حساب کنیم. به عنوان نمونه هنگامی که در همایش سرمایه گذاری در بخش گردشگری شرکت می کنیم، بسیاری افراد تحت تاثیر شرایط موجود در این همایشها؛ شرایط را جهت سرمایه گذاری مطلوب می پندارند و علاقهمندی خود را به سرمایهگذاری ابراز و حتی توافقنامه هایی را امضا میکنند.»
وی افزود:« اما مهم ادامه راه است. سرمایه گذار واقعی به دنبال یافتن اطلاعات واقعی و درست و نیز دانش و معلومات کافی درخصوص مجموعه ای از عوامل است که او را برای نتیجهگیری از این سرمایه گذاری مطمئن کند. متاسفانه همواره در مرحله ای که عملا وارد پروسه سرمایه گذاری می شوند، فاصله زیادی میان وعدهها و مشکلات فراروی این سرمایه گذاری، سرمایه گذار را سرخورده و پشیمان می کند.»
به گفته این استاد دانشگاه شهید بهشتی، این مشکل حتی شامل برخی پروژه هایی که جنبه قانونی پیدا کرده و سرمایه گذاری ها آغاز شده نیز میشود. روستا در ادامه می گوید:« البته همه این مشکلات را نیز نباید در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری جستجو کرد، نهادها و مراکز دیگری هستند که مسئول ارائه تسهیلات، وامها و اعتبارات هستند و به دلایل مختلف از انجام تعهدات و وظایف خود خودداری می کنند.»
وی بازتاب این حرکتهای منفی سرمایه گذاری را، ناامید شدن سرمایه گذار از سرمایه گذاری دانست و اظهار داشت:« توقف و عدم نتیجهگیری در سرمایهگذاریها، فرصتهای جذب سرمایهگذریهای جدید را از بین می برد و سرمایه گذارها را فراری می دهد و با برخورد منطقی با این جریان می بینیم که فعالیت سرمایه گذاری یک فعالیت بسیار حساس و زنجیرهای مرتبط با مجموعه ای از ارکان دولت است.»
احمد روستا معتقد است:« سازمان میراث فرهنگی و گردشگری باید پیش از اینکه پیام یا فراخوانی درخصوص سرمایه گذاری در بخش گردشگری بدهد، جنبه های گوناگون قانونی و هماهنگی با نهادها و مراکزی که در روند سرمایه گذاری دخیل هستند را درنظر گیرد و به یاد داشته باشد که تنها جذب کردن سرمایه گذار کافی نیست بلکه ادامه حمایت همه جانبه در روند سرمایه گذاری به صورت عملی نیز ضرورت انجام این پروسه و به ویژه پشتیبانی و پیگیری آن اهمیت دارد.»
وی با اشاره به تغییرات اجتناب ناپذیری که هرچند سال یک بار در مدیریت کشور و به تبع آن مدیریت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری صورت می گیرد، گفت:« با این تغییرات، بسیاری از از پروژهای سرمایه گذاری در بخش گردشگری که در دولتهای پیشین منعقد شده نیز دچار بحران و مشکل می شود که نباید اینگونه باشد و حتی مدیریتهای جدیدی که بر سرکار می آیند باید خود را نسبت به تعهدات و قراردادهایی که در دوره پیشین بسته شده ملزم ببینند که یکی از راههای امنیت سرمایه گذاری در بخش گردشکری همین است.»
احمد روستا در بررسی روند سرمایه گذاری؛ اقداماتی که در دوره مدیریت جدید سازمان میراث فرهنگی و گردشگری درخصوص توسعه سرمایه گذاری در بخش گردشگری صورت گرفته را نوپا و به بارننشسته بیان و تصریح کرد:« تعداد بسیاری از این اقدامات تنها جنبه مذاکره داشته، برخی به مرحله قرارداد رسیده و تعدادی از آنچه به مرحله قرارداد رسیده نیز به نتیجه نرسیده است. اینکه چرا این روند کند است یا به نتیجه نمیرسد یا چرا اشتیاقی برای سرمایه گذاری وجود ندارد؛ باید به دور از بازیهای سیاسی یا دستهبندیهای حزبی و بدون تعارف مورد آسیبشناسی دقیق کارشناسان قرار گیرد.»
به نظر وی، مجموعه ای از عومل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در بخش سرمایه گذاری گردشگری حاکم است که متاسفانه به صورت جدی و ریشه ای با آن برخورد نمی شود و مسلما آثار بلندمدت آنها محدود به پروژه های موجود نخواهد بود بلکه در آینده نیز ما را با مشکلات جدی روبرو خواهد کرد.
وی یکی از راهکارهای خروج از بن بست فعلی سرمایه گذاری در بخش گردشگری را برگزاری نشستهایی مشترک با سرمایه گذارانی که در گذشته سرمایه گذاری کرده اند، بررسی میزان رضایت آنها از این سرمایه گذاری دانست و افزود:« باید دلایل رضایت یا عدم رضایت آنها را تحلیلگرانه کارشناسی کرد. همچنین طرف دیگر این نشستها می تواند سرمایه گذارانی باشند که با دولت موجود سرمایه گذاری خود را آغاز کردند و با این تعامل بدون تعارف می توان حداقل مشکلات را فارغ از بسیاری از مسایل سیاسی و جناحی شناخت.»
وی یادآور شد که این آسیبشناسی باید توسط مجموعه ای غیردولتی صورت گیرد.
استاد دانشگاه شهید بهشتی با بیان اینکه گاهی عدم سرمایه گذاری بهتر از سرمایه گذاری ناقص یا سرمایه گذاری است که در ادامه را با بحران و شکست روبرو شود، خاطرنشان کرد:« آثار مخرب سرمایه گذاری که به شکست منتهی شود برای آینده سرمایه گذاری به مراتب زیان بارتر از عدم سرمایه گذاری است. سرمایه گذاری ارتباط مستقیم با اقتصاد، سیاست، تصمیم گیریهای متولیان گردشگری و حتی نظام ارزشی حاکم بر جامعه دارد.»
مشاور پیشین سازمان میراث فرهنگی و گردشگری فاکتورهای یک سرمایه گذاری مناسب در صنعت گردشگری برای سرمایه گذار را بازدهی مناسب برای سرمایه، امنیت، محاسبه ریسک، انجام تعهدات طرف مقابل، شفاف بودن قوانین و حمایتهای موجود دانست و گفت:« اگر نتوانیم این فاکتورها را فراهم کنیم با تمام جاذبه هایی که در این بخش برای خود متصور میشویم، سرمایه گذاری در صنعت گردشگری ایران توسعه نخواهد یافت.»
احمد روستا در پایان ثبات همه جانبه را مهمترین عامل رشد سرمایه گذاری گردشگری دانست و خاطرنشان کرد:« باتوجه به آماده شدن کشور برای انتخابات و ادامه روند موجود، امسال سال مطالعه است نه سرمایه گذاری.»
|
|
| ۱۳۸۷/۲/۷ - 12:39:00 | |
آسیبشناسی عدم توسعهگردشگری در مناطقآزاد ایران: دبی الگوی توسعهگردشگری در مناطقآزاد نیست . . . http://www.chn.ir/news/?section=1&id=26960 خبرگزاری میراث فرهنگی / کمیل روحانی | |
خبرگزاری میراث فرهنگی_ گردشگری_ در قانون نوین تجارت جهانی، مفهوم مناطق آزاد آن مفهوم تجارت محور دهه های پیش نیست و مقوله گردشگری و جذب توریست در این مناطق اولویت بسیار بالاتری پیدا کرده است. در کشور ما 6 منطقه آزاد تجاری_ صنعتی به تصویب رسیده ولی به گفته بسیاری از کارشناسان نگرش نسبت به این مناطق همان نگرش دهه های پیش است و با توجه به ظرفیتهای توسعه گردشگری موجود در این مناطق، منهای توسعه نسبی و نوسانی گردشگری در کیش؛ دیگر مناطق آزاد ایران این مقوله را در اولویت قرار نمی دهند. دکتر ناصر کرمی، مدیرعامل شرکت توسعه پایدار منابع طبیعی می گوید:« زمانی که بحث تجاری شدن جزیره کیش مطرح بود؛ طرح توسعه گردشگری در کیش را نوشتیم و مطرح کردیم و در آن زمان اولویت دوم گردشگری بود.» وی با اشاره به تغییر اولویتهای مناطق آزاد در اقتصاد امروز، می افزاید:« مناطق آزاد آن مفهومی که در سال 1365 خورشیدی زمان آغاز توسعه جزیره کیش پس از انقلاب مطرح بود را ندارد و در تجارت نوین جهانی اولویت مناطق آزاد، توسعه صنعت گردشگری در این مناطق است و تجارت محدود شده و به عبارت دیگر مناطق آزاد توریسم محور شده است.» وی با اشاره به دوره گذار اولویتهای منطقه آزاد کیش، گفت:« در ابتدا که در جزیره؛ طرح محدود کردن تجارت و اولویت دادن به گردشگری مطرح شد همه نگران شدند و این کار را عملی نمیدانستند و نگران ورشکستگی جزیره بودند. اما گردشگری پس از یک دوره گذار چندساله اولویت جزیره کیش شد، ولی نه تنها کیش دچار ورشکستگی نشد، بلکه رونق بیشتری گرفت و حتی توسعه گردشگری باعث رونق تجارت هم شد.» وی می گوید:« امروزه کیش عمدتا بر پایه صنعت گردشگری برپاست و درصد اشغال هتلها به طور متوسط در طول سال حدود 70 درصد است.» البته به طور مسلم امروزه همه ظرفیتهای گردشگری این منطقه آزاد تامین نشده و نیاز به برنامهریزی و یک عزم جدی تری دارد ولی این عزم بین مردم این جزیره وجود دارد و آنها تاثیر توسعه گردشگری کیش در رونق زندگی خویش را درک کرده اند.» وی ابراز امیدواری کرد این عزم میان مسئولین نیز درعمل ایجاد شود. مدیر تحقیقات و برنامه ریزی و آموزش سازمان ایران گرددی و جهانگردی با اشاره به عدم رونق گردشگری در دیگر مناطق آزاد، یادآور شد:« متاسفانه دیدگاه آنها نسبت به یک منطقه آزاد هنوز با اولویت تجارت است و از این تجربه موفق کیش بهره نجستهاند. مناطق آزاد قشم، چابهار، ارس، انزلی و اروند متاسفانه ازنظر گردشگری دچار زیرساختهای بسیار غلط و عدم تفکر ساماندهی هستند. تفکر ساماندهی نیز وجود ندارد و دورنمایی نیز در این خصوص متصور نمیشود.» وی، کیش را با توجه به شرایط موجود در کشور بهترین الگوی توسعه گردشگری در مناطق آزاد دانست و افزود:« ما در جذب گردشگر داخلی در کیش مشکلی نداریم و باید انرژی خود را در جذب و آشنا کردن گردشگر خارجی با کیش بگذاریم.» وی گفت:« گردشگران خارجی باید بدانند کیش جزیره "جی جو" ایران است.» ناصر کرمی؛ بهترین راه جذب گردشگر خارجی در کیش با توجه به پتانسیلهای موجود را، توسعه ورزشها و تفریحهای آبی و دریایی بیان کرد و اظهار داشت:« البته منظور از این توسعه با توجه به شرایط و قوانین کشور است و باید به یاد داشت کیش بهترین منطقه ماهیگیری و قایق سواری است.» وی همچنین آینده توسعه گردشگری در مناطق آزاد را چندان دورنمای روشنی ندانست و خاطرنشان شد:« در این خصوص چندان خوش بین نیستم و عزم جدی و عملی وجود ندارد.» به نظر می رسد هنوز الگوی مناسبی با توجه به شرایط خاص فرهنگی و اقلیمی ما درخصوص توسعه گردشگری در مناطق آزاد وجود ندارد. مناطق آزاد ما دارای پتانسلهای ذاتی بسیاری جهت جذب گردشگرند. یکی از این ظرفیتها ظرفیتهای تاریخی است و به نظر می رسد نه تنها مردم بلکه بسیاری از دست اندرکاران نیز با این ظرفیت منحصر به فرد و کمیاب آشنا نیستند. شاید بسیاری ندانند جزیره ای که در داستانها، سندباد پس از دریانوردی بسیار بدان می رسد و از خوشحالی سر از پا نمی شناسد جزیره کیش و شهر حریره است. کدامیک از ما در گلستان دیده ایم که سعدی بگوید:« شبی در کیش با بازرگانی ملاقات کردم که خدم و حشم فراوان و 150 بار شتر داشت. می گفت اندوخته ای در هندوستان و زمینی در ترکستان و خیال سفر به اسکندریه دارم، شنیدم دریای مغرب مشوش است. شنیدم گوگرد پارسی به چین قیمت فراوان دارد می برم، کاسه چینی به روم، دیبای روم به هند، فولاد هند به حلب و بردیمانی به پارس؟ یا اینکه کدامیک می دانیم حریره در زمان خود بین 12 هزار نفر جمعیت داشته و در آن زمان بدون بهره گرفتن از دستگاههای پیشرفته آب شیرین تمام خلیج همیشه فارس را تامین میکرده؟ از این نمونه های منحصربفرد تاریخی و فرهنگی بدون استثنا در همه مناطق آزاد ایران وجود دارد و به جز تنوع جاذبه های بسیار جالب طبیعی، خود جاذبه هایی هستند که می تواند مقصد گردشگری فرهنگی بسیاری از مردم دنیا باشند. شاید اگر کیش یا دیگر مناطق آزاد ما در کشوری توسعه یافته حداقل از لحاظ گردشگری بود، می دانست چه باید بکند، نه اینکه مقصد خرید ریش تراش یا جاروبرقی شود! سیدمحمد بهشتی که خود در دو دوره پیش سکاندار سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بود، معتقد است:« اگر به طور کلی بخواهیم نگاه کنیم می بینیم مناطق آزاد ما همان مشکلی را دارند که کشور ما درخصوص گردشگری دارد و مواجه به سوء تفاهم ما قرار دارد. ما همواره میخواهیم الگویی را برای مناطق آزاد کشورمان درنظر بگیریم که در میان حاشیه جنوبی خلیجفارس رواج دارد و سعی در تکرار رویه آنها داریم و این درحالی است که شرایط و ظرفیتهای ما با آنها متفاوت است.» وی افزود:« آنها به دلیل اینکه مقاصد گردشگری به صورت طبیعی ندارند مجبورند این مقاصد را با هزینه های هنگفت پدید بیاورند، درصورتی که ما چه از لحاظ منابع طبیعی گردشگری و چه از لحاظ تاریخی از غنای ویژه ای برخورداریم و این استعداد به صورت ذاتی در کشور ما موجود است. متاسفانه این موضوع را از یاد برده ایم که اصولا جنس گردشگری که وارد کشور ما می شود با جنس گردشگری که وارد حاشیه جنوبی خلیج فارس می شود متفاوت است. طبعا نوع دعوت، ارائه خدمات و نوع پاسخگویی به نیازهای این گردشگر از جهات مختلف، متفاوت است.» وی با اشاره به عدم شناخت حتی مدیریتها از ظرفیتهای منطقه آزاد تحت مدیریت خودشان، میگوید:« ازآنجایی که معمولا تصمیم گیرندگان در این حوزه، خود از شناخت کافی و تخصصی برخوردار نیستند طبیعی است که همواره شاهدیم که مسیر اشتباه پیموده می شود و نتیجهای هم حاصل نمی شود.» وی در ادامه می گوید:« این مدیران معمولا در توضیح فعالیتهای مثبت خود تنها از میزان سرمایهگذاری و صنایعی که منطقه خودشان پدید آمده صحبت می کنند و این همان پاسخی است که در دبی هم با آن روبرو خواهیم شد تنها تفاوت این است که حاشیه جنوبی خلیج فارس به جز چند نقطه که دارای سابقه تاریخی است، پتانسیل دیگری وجود ندارد ولی مناطق آزاد ما مملو از چنین ظرفیتهایی است به علاوه تنوع طبیعی بسیار بالا که متاسفانه همواره نادیده گرفته شده است.» مدیرعامل فعلی دانشنامه تاریخ معماری ایران می گوید:« این ظرفیتها حتی اگر مناطق آزاد ما به منطقه آزاد تبدیل نمی شد هم وجود داشت و کاملا ذاتی است و هنگامی که مدیریت این مناطق این ظرفیت ذاتی را نمی شناسند همان راهی را در پیش می گیرند که دبی کم ظرفیت پیش می گیرد که نتیجه کار همانی می شود که امروز می بینیم.» وی یادآور می شود:« مشخصا نوع توریسمی که وارد دوبی می شود با توجه به شرایط فرهنگی موجود حتی اگر قصد کپی برداری از دوبی را داشته باشیم، دلیلی برای ورود به کشور ما نمیبیند. پس اینجاست که باید این تفاوتها را دریابیم و به یاد داشته باشیم که می توانیم با توجه با شرایط تاریخی – طبیعی منحصر به فرد خود در مناطق آزاد نیز با درنظر گرفتن این پتانسیلها زیرساختهای گردشگریمان را طراحی کنیم.» وی این کار را مستلزم تغییر بنیانهای نگرش در جذب گردشگر می داند و می گوید:« ما در بسیاری از جهات در جهان استثنایی هستیم. لازم نیست برای مثال برای جذب گردشگر یک پیست اسکی چند میلیون دلاری بساریم. ما لازم نیست درون دریا را با سرمایه گذاری هنگفت شن بریزیم تا سواحل جدیدی ایجاد کنیم. ما باید راه خودمان را پیدا کنیم و آدرس خودمان را به گردشگر خارجی بدهیم.» آینده مناطق آزاد بستگی به تغییر دیدگاه در مواردی که بیان شد دارد ولی عزمی در این خصوص دیده می شود و نگرش همان نگرش ده یا پانزده سال پیش است. وی درخصوص دلایل عدم توسعه گردشگری در چابهار و قسم نسبت به کیش می گوید:« طرح توسعه کیش پیش از انقلاب نیز مطرح بود و سرمایه گذاری هایی هم انجام شده بود و طرحی جاافتاده تر، اصولی و از همان ابتدا با اولویت توریسم مطرح شد. مثلا در مقایسه با قشم جزیره کوچکتریاست و هر طرح عمرانی بیشتر نمود پیدا می کند.» وی با تاکید دوباره بر لزوم تغییر نگرش درخصوص توسعه گردشگری در مناطق آزاد، افزود:« حتی به نظر من پیشرفت گردشگری کیش نیز پیشرفت اصولی و ریشه ای و براساس توسعه پایدار نیست و نسبت به پتانسیلهای ذاتی این منطقه رشد نکرده است.» وی، مناطق آزاد را یک هتل بزرگ و عالی خواند که همه باید در آن احساس امنیت و راحتی کنند و گفت:« همه شرایط باید به گونه ای باشد تا این ذهنیت به وجود آید که همه می خواهند کاری کنند که به گردشگر خوش بگذرد و احساس راحتی و امنیت و خوشی کامل کند.» البته همه مشکلات را نباید به گردن مدیریت مناطق آزاد انداخت چون متاسفانه یکی از مشکلات مناطق آزاد این است که بسیاری از تصمیم ها درخصوص مناطق آزاد توسط مدیریت کشور گرفته می شود و حتی گاهی مسایل دیگر مانند مسایل سیاسی هم در این تصمیم گیری ها که انتخاب مدیران هم جزئی از آن است را شامل می شود. ایجاد محدودیت های مختلف و مقررات دست و پا گیر بیشتر بیشتر همه را فراری می دهد. وی با اذعان اینکه قطعا الگوی توریسم ما الگوی توریسم عشرتی نیست ادامه معتقد است:« ما از این جهت هرگز قابل مقایسه با جزایری مانند بالی نیستیم و نمی توانیم هم باشیم و دلایل آن از هرنظر برای همه مشهود است. در عوض ما کالای دیگری برای گردشگران داریم که مجزا و مختص خودمان است و جزیره بالی هرگز نمی تواند آن را به گردشگر ارائه کند و آن تنوع منحصرفرد فرهنگ، اقلیم و جاذبه های بی پایان خودمان است که مناطق آزادمان نیز شامل این تنوع می شوند.» وی، مشکل توسعه گردشگری در کشور و به تبع آن مناطق آزاد را محدودیتهای مذهبی حاکم بر کشور نمی داند و می گوید:« اگر پتانسیلهای خودی و گردشگرانی که به دنبال این پتانسیلها هستند را شناسایی کنیم هرگز با آنها بر سر مسئله حجاب و دیگر مسایل حاشیه ای مشکل نداریم و شناخت متقابلی وجود خواهد داشت. باید قبول کنیم عده بسیاری در دنیا وجود دارند که علاقه مندند ما را ببینند و بشناسند. پس توریسمی را دعوت کنیم که مقصدش ما و فرهنگ ما باشد و در این صورت از میان همه کشورها ما را انتخاب می کند.» قشم با آن پتانسیل تاریخی فرهنگی و اقلیمی و کیش با شهر تاریخی حریره و چابهار با طبیعت منحصر به فردش که از نامش هم نمایان است، می تواند مقصد بسیاری از گردشگران خارجی باشند. وی خاطر نشان می کند:« البته توریست هتل هم می خواهد اما حتی آن هتل نیز باید گویای فرهنگ ما باشد به نحوی که بوی ایران را دهد. مثلا با توجه به تنوع زیاد غذاهای ایرانی چرا اکثر هتلهای ما این تنوع فوق العاده را با گردشگر خارجی معرفی نمی کنند؟ البته این مشکل ما تنها در مناطق آزاد نیست و مشکلی است که در ابعاد فکری و به تبع آن زیرساختی دچار آن هستیم.» | |
اردیبهشتگان اهورایی و راستی های از دست رفته
http://www.chn.ir/news/?section=1&id=27104
در گاه شماری ایران باستان، روز سوم هر ماه و ماه دوم هر سال خورشیدی به نام اردیبهشت امشاسپند است. جشن اردیبهشتگان، اردیبهشت روز از اردیبهشت ماه است که نام روز و ماه با هم برابر افتاده است.
| |||||
چهارشنبه سوری, آیینی که از نو باید شناخت www.ilna.ir/shownews.asp?code=403146&code1=18 www.noandish.com/com.php?id=7644 | |||||
www.advarnews.us/social/4312.aspx تهران- خبرگزاری کار ایران "کمیل روحانی" زردی من از تو, سرخی تو از من غم برو شادی بیا, محنت برو روزی بیا این ترانهها شاید سالها است که دیگر در آیین شب چهارشنبه آخر سال شنیده نمیشود و جای خود را به صدای وحشتناک ترقه, نارنجک و دیگر مواد محترقهای داده که هر سال با صداهای بلندتری شنیده میشود. شب چهارشنبهسوری از آیینهای سالیانه پارسیان است و ایرانیان با برافروختن آتش و پریدن از روی آن, به استقبال نوروز میروند. سور, در زبان و ادبیات پارسی در برخی از گویشهای ایرانی به معنای "جشن" , "میهمانی" و "سرخ" آمده است. شب چهارشنبهسوری یک جشن بهاری است که پیش از فرا رسیدن نوروز برگزار میشود و ایرانیان از دیرباز در این روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهایشان مراسمی را برگزار میکنند که ریشه آن به قرنها پیش باز میگردد. در کوی و برزن جوانترها و حتی بزرگسالان, آتشهایی بزرگ میافروزند و از روی آن میپرند. البته مدتها است که دیگر رسوم قدیمی این جشن, کمرنگتر شده و جای خود را به آتشبازی و منفجر کردن بمبهای صوتی خطرناکی داده که رسوم زیبای گذشته را تحتالشعاع خود قرار داده است. یکی از این رسوم، بوتهافروزی نام دارد. در ایران رسم بوده که پیش از غروب آفتاب, هر خانواده بوتههای خار و گزنی را که از پیش فراهم کرده بود، روی بام یا زمین و حیاط خانه و یا در گذرگاه سه، پنج یا هفت (گله) کپه میکردند. با غروب آفتاب و نیم تاریک شدن آسمان, زن، مرد، پیر و جوان گردهم جمع شده و بوتهها را آتش میزدند. در این هنگام, جملگی از بزرگ و کوچک هر کدام سه بار از روی بوتههای افروخته میپریدند, تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و سلامت، سرخی و شادی در زندگیشان جاری شود. مردم هنگام پریدن از روی آتش ترانههایی را زمزمه میکردند که مزمون آن چنین بود: زردی من از تو, سرخی تو از من غم برو شادی بیا, محنت برو روزی بیا ای شب چهارشنبه, بده مراد بنده خاکستر چهارشنبهسوری نحس شمرده میشده ؛ زیرا مردم هنگام پریدن از روی آن, زردی و بیماری خود را به آتش میدادهاند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل میکردند. بانوی هر خانه خاکستر آتش شب چهارشنبهسوری را در خاک جمع میکرده و با بردن آن به بیرون از خانه, آن را در آب روان میریخته و در بازگشت به منزل, در خانه را میکوبیده و به ساکنان خانه میگفته از عروسی میآید و تندرستی و شادی را برای خانواده به ارمغان آورده است. در این هنگام اهالی خانه در را به رویش میگشادند و او بدینسان تندرستی و شادی را برای یکسال به درون خانه میبرد. پارسیان عقیده داشتند؛ با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار, فضای خانه را از موجودات زیانکار میپالایند و دیو پلیدی و پلشتی را از محیط زیست پاک میسازند. برای آن که آتش که بنا به باورهای پارسیان مقدس و نماد نور, گرما و روشن بوده, آلوده نشود, خاکستر آن را بر سر چهارراه و یا آب روان میریختهاند تا آب یا باد آن را با خود ببرد. کوزه شکنی؛ مردم پس از آتشافروزی, مقداری ذغال به نشانه سیاهبختی و کمی نمک به علامت شور چشمی در کوزهای سفالین میانداختند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر خود میچرخانده و آخرین نفر, کوزه را بر سر بام خانه میبرده و با پرتاب کردن آن به داخل کوچه میگفته: درد و بلای خانه را, ریختم توی کوچه. ایرانیان بر این باور بودهاند که با دور انداختن کوزه, تیرهبختی, شوربختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دور میکردهاند. فال گوش ایستادن؛ غروب شب چهارشنبه آخر سال, دختران و زنانی که در شوق شوهر کردن و یا مسافرت بر سر میبردهاند, از خانه بیرون آمده, نیت کرده و گوش به صحبت رهگذران میسپارند و به نیک و بد و تلخ و شیرین صحبت کردن آنها تفعل میزدند. اگر سخن رهگذران شاد و دلنشین و مثبت باشد آن را به منزله برآورده شدن حاجت خویش تلقی میکردند و بالعکس. قاشقزنی با کاسهای مسین؛ بانوان آرزومند و حاجتدار در این شب پرماجرا, قاشقی را به همراه کاسهای مسین برداشته و شبانگاهان در کوچه و گذرگاه راه افتاده و در برابر هفت خانه میایستادهاند و بی آنکه سخنی بر زبان برانند, پیدرپی قاشق را بر کاسه مینوازند. صاحبخانه که میدانسته قاشقزنان نذر و حاجتی دارند, شیرینی, آجیل, برنج و یا مبلغی پول را در کاسههای آنان میگذاشت. اگر قاشقزنان طی عملیات قاشقزنی چیزی به دست نمیآوردند, از برآورده شدن حاجت و آرزو ناامید میشدند. گاه مردان و به ویژه جوانان, چادری بر سر انداخته و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشقزنی در خانههای دوست, آشنا و نامزدان خود میرفتند. آش ابودردای چهارشنبهسوری؛ خانوادههایی که بیمار یا حاجتی داشتند، جهت برآورده شدن حاجت و نیاز خود و بهبود بیمارانشان نذر کرده و در شب چهارشنبهسوری آشی را به نام "آش ابودردا" یا آش بیمار میپختند و آن را اندکی به بیمار خورانده و باقیمانده را در میان تهیدستان پخش میکردند. آجیل هفتمغز چهارشنبهسوری و قصه خارکن؛ زنانی که نذر و نیاز میکردند، در شب چهارشنبه آخر سال, آجیل هفتمغز به نام "آجیل چهارشنبهسوری" را از دکانی رو به قبله میخریدند و پس از پاک کردن, آن را میان خویش و آشنا پخش کرده و میخوردند. هنگام پاککردن آجیل, قصه مخصوصی رایج بوده به نام قصه خارکن که در میان جمع بیان میشده است. دکتر کورش نیکنام, موبد زرتشتی و پژوهشگر آداب و سنن ایران باستان, در خصوص ریشههای چهارشنبهسوری، میگوید: علیرغم اینکه بسیاری برگزاری این آیین را براساس باور زرتشتیان باستان میدانند, جشن شب چهارشنبهسوری به هیچ وجه یک آیینزرتشتی نیست. زرتشتیان از دیرباز پنج روز مانده به نوروز را گرامی میداشتند و با حضور در آدریانها آتش که نماد ملی ایران بوده را, خوراک میداده و خوشبو میکردند. وی، افزود: بنا به باور زرتشتیان، این گاهنبار پنجه نام داشته و آنها معتقد بوده و هستند که در پنج روز آخر هر سال ارواح درگذشتگان به زمین سفر میکنند و با حضور در میان خانوادههای خود برای آنها در طول سال آینده برکت, دوستی و پاکی طلب میکنند. اول فروردین نیز زرتشتیان با روشن کردن آتش برروی بام خانههای خود, ارواح درگذشتگان را بدرقه میکردند و راه را برای بازگشت ایشان روشن میکردند. نماینده زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی, در بیان ریشه آیین چهارشنبهسوری, تاکید کرد: این آیین به احتمال فراوان پس از حمله تازیان به ایران رسم شده و ایرانیان که میخواستند رسوم خود را ادامه دهند, با مخالفت شدید حاکمان خود مواجه بودند. وی، افزود: آنها روز چهارشنبه را که از نظر اعراب نحس شمرده میشده, انتخاب کردند و با ربط دادن شب چهارشنبهسوری به برطرف کردن نحسی این روز, اعراب را در برگزاری این مراسم توجیه کردند. نیکنام, اظهارداشت: در تقویم زرتشتی به هیچ وجه روز چهارشنبه وجود ندارد و هر 30 روز ماه به نام خاصی خوانده میشود. اصولاً بنا به باور زرتشتیان پریدن از روی آتش به نوعی بیاحترامی به این نماد مقدس شمرده میشود و تمامی رسوم جاری پس از اسلام در ایران به وجود آمده است. وی، خاطرنشانکرد: اصولاً سلب آسایش و ایجاد ناامنی برای مردم در باورهای زرتشتیان جایگاهی ندارد و به هیچ وجه قابل قبول و توجیه نیست, ضمن اینکه انداختن اشیاء مختلف در آتشی که این روزها در شب چهارشنبهسوری مرسوم شده نیز طبق باور زرتشتیان در همه اعصار, بیاحترامی به آتش شمرده میشده است. این که مراسم شب چهارشنبهسوری آیین زرتشتی هست یا نیست, از ارزش و زیباییهای این آیین کم نمیکند و به هر حال مراسمی است که قرنها در ایران برگزار میشود و ضرورت حفظ و برگزاری صحیح آن به خوبی حس میشود. رسوم برگزاری آیین شب چهارشنبهسوری در استانها؛ آذربایجان شرقی؛ تبریزیها در این شب بر روی هم گلاب یا آب میپاشند و معتقدند این کار زندگی را با سعادت قرین میکند. از رسوم دیگر تبریزیها در این شب, فرستادن خنچه از منزل داماد به منزل عروس است. دختران دم بخت تبریزی هنگام پریدن از روی آتش این ترانه را میخوانند: "بختم آچیل, چهارشنبه", یعنی چهارشنبه! بختم را باز کن. آذربایجان غربی؛ خانوادههای ارومیهای در این شب به خانه مسنترین فرد فامیل میروند و به خوردن آجیل سرگرم میشوند. اردبیل؛ در مغان, مردم پیش از طلوع آفتاب روز چهارشنبه, دستهجمعی به کنار رودخانه میروند, آتشی میافروزند و هنگام بازگشت, زنان ظرفهایشان را از آب رودخانه پر میکنند و به خانه آورده و آن را دور و بر خانه میپاشند تا با این کار, سال جدید, سالی سرشار از روشنی, زلالی و پاکی شود. بوشهر؛ بوشهریها پس از آتشافروزی در خانههایشان و پریدن از روی آن, با قایق از روی آب میگذرند و معتقدند این کار نحسی این شب را از بین میبرد. خراسان؛ در خراسان مراسم کوزهشکستن با خواندن ترانه؛ "درد و بلام تو کوزه، راه بیفته بره تو کوچه" همراه است. در برخی نقاط خراسان به جای آش, پخت چهار نوع پلو اعم از رشتهپلو, عدسپلو, زرشکپلو و ماشپلو رسم است و آن را میان فقرا و همسایگان نزدیک تقسیم میکنند. در آجیل خراسانیها مطلقاً نمک وجود ندارد, چون نمک را علامت شوربختی میدانند. خوزستان؛ در اهواز, پس از پریدن از روی آتش, مراسم قاشقزنی انجام میشود و خانوادهها, خوراکی یا آجیل شور و شیرین را در ظرف قاشقزنان میریزند. سیستان و بلوچستان؛ در سیستان و بلوچستان مردم گونی, پتو و نمد کهنه را به دور هم میپیچند و آن را در شب چهارشنبه آخر سال آتش میزنند و معتقد نحس بودن این شب با این عملیات از بین میرود. فارس؛ در شیراز برای گشودن بخت دختران به سعدیه میروند و از آب استخر سعدیه به سر و روی دختران میریزند. زنان نیز با ریختن این آب برروی خود, اعتقاد دارند مهرشان در دل شوهر فزونی مییابد. کردستان؛ مردم کردستان به خصوص روستاییان, دستهجمعی به صحرا و به چشمهسارها رفته و پس از شادی و پایکوبی و کشتی گرفتن, هنگام بازگشت به منزل مقداری سنگ ریزه آن را بدون این که به پشت سر نگاه کنند، به عقب پرت میکنند و با این کار بلا و آفت را از خود دور میکنند. از دیگر مراسمهای جالب این شب در کردستان, شالاندازی است که عدهای از جوانان بالای پشتبام خانهها و کنار درهها و پنجرههای همسایگان و ثروتمندان رفته و ضمن خواندن سرود و تصنیف از دریچهای شال را آویزان میکنند و اهل خانه نیز هدیهای را به شال میبندند. کرمان؛ در کرمان مقداری ذغال, نمک, سکه و کمی نان را در کوزهای خالی میریزند و آن را شب چهارشنبهسوری از بالای بام به کوچه پرتاب میکنند تا بلا و کمبود از خانه دور شود. گیلان؛ در روستاهای اطراف رشت, غرب شب چهارشنبه سوری, پوشال برنج را در پنج منطقه با فاصله کنار هم میچینند. سپس آن را آتش زده و برای دفع چشم زخم, اسپند در آتش میریزند و این ترانه را به گویش گیلکی میخوانند. " گل, گل چهارشنبه به حق پنجشنبه نکبت بیشه دولت بییه زردی بیشه سرخی بییه" یعنی: آتش سرخ چهارشنبه! به حق پنجشنبه نکبت برود, دولت بیاید, زردی برود, سرخی بیاید. آنها در این شب خورشت ترشهتره میپزند و آن را با کته, ماست و دوغ میخورند. صبح چهارشنبه خاکستر به جای مانده از آتش شبانه را جمع کرده و پای درختان میوه میریزند تا درختان بارور شوند و میوه بیشتری دهند. لرستان؛ در این شب در خرمآباد هیزم را به هفت دسته تقسیم کرده و با فاصلههای معینی در یک ردیف چیده و آتش میزنند و با گویش محلی میگویند: "زردی مه و تو, سرخی تو و مه" مازندران؛ در روستاهای مازندران در شب چهارشنبهسوری آشی پخته میشود به نام "آش هفتترشی" که از هفت نوع سبزی, ترشی و حبوبات به علاوه "گزنه آش" , که یک نوع سبزی است, در آن استفاده میشود. مردم این روستاها معتقدند؛ خوردن این آش بسیاری از بیماریها و کسالتها را از بین میبرد. استان مرکزی؛ در این استان علاوه بر مراسم آتشبازی, برای آمرزش اموات مقداری خرما یا شکر پنیر تهیه کرده و سر گذر میان عابران تقسیم میکنند. به نظر میرسد؛ مراسمی که امروزه در شهرستانها و به ویژه روستاهای کشور تحت عنوان شب چهارشنبهسوری برگزار میشود, دست نخوردهتر باقی مانده و نسبت به پایتخت و مراکز استانها به اصل نزدیکتر است. حال این که چرا برگزاری این آیین امروزه بدینسان علیرغم روح واقعی آن به خشونت گراییده و از اصالت خود دور شده، جای بررسی و مطالعه روانشناسانه و جامعهشناسانه بیشتری دارد. منیره آرزومندی, روانشناس و مددکار اجتماعی معتقد است: برگزاری مراسم چهارشنبهسوری, در سالهای اخیر به بروز یک نوع پرخاشگری تبدیل شده است. وی، دلایل این پرخاشگری را متعدد دانست و تصریح کرد: در دوره نوجوانی و جوانی معمولاً یک نوع نیاز به مطرح شدن به وجود میآید که در صورت عدم پاسخ مثبت, این نیاز به شکلهای منفی و نامتعادلی بروز پیدا میکند و بحران برگزاری جشنهای شب چهارشنبهسوری نیز در همین راستا است. وی، عدم اطلاعرسانی درست و دقیق از طریق خانواده, رسانهها و محیطهای آموزشی را از دلایل دیگر برگزاری خشونتبار آیین شب چهارشنبهسوری دانست و اظهارداشت: وقتی به جوانان آگاهیهای لازم در جهت شناخت روح واقعی آیینهای ملی داده شود, آنها به صورت ناخودآگاه به چنین سمتی حرکت میکنند به نحوی که امروز بسیاری به دلیل عدم امنیت, شب چهارشنبهسوری را در منازل خود میگذرانند. وی، با مثال زدن کشور هلند در مهار پرخاشگری اجتماعی جوانان, گفت: در این کشور جهت مقابله با چنین حالاتی, بسیاری از کارها را با دادن آگاهی و اعمال سیاستهای نظارتی بر عهده خود جوانان گذاشتند, ما نیز میتوانیم به استناد تاریخ و با آگاهی دادن به جوانان و با محوریت برخی سازمانهای مربوط, برگزاری آیین چهارشنبهسوری را به صورت نظاممند به جوانان واگذار کنیم. در چنین موقعی است که میتوانیم مانند کشور هلند، شاهد کاهش چشمگیر چنین ناهنجاریهای اجتماعی باشیم. به نظر میرسد تاکنون در این زمینه کاستیهایی وجود داشته و هیچ سازمان یا ارگانی مسوولیت برگزاری چنین آیینهایی را بر عهده نگرفته است. آیینها و جشنها, از جمله میراث فرهنگی کشور ما محسوب میشوند. پس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بنا بر وظیفه ملی و معنوی خود باید در حفظ و نگهداری آیین چهارشنبهسوری نیز اقدام کند و آگاهی دادن به اقشار مختلف جامعه و به ویژه جوانان, زمینه را برای درست برگزار کردن این آیین زیبا, ارزشمند فراهم کند؛ چرا امروزه شرایط به گونهای شده که بسیاری از مواجهه با شب چهارشنبهسوری هراسانند؟ با توجه به زیباییهایی که در مراسمهای واقعی آیین چهارشنبهسوری وجود دارد و پیشتر به قسمتی از آنها اشاره شد, ضروری است در سازمانهای دولتی مانند میراث فرهنگی و سازمان ملی جوانان وارد عمل شوند و روح معنوی این آیین و بسیاری از آیینهای دیگر را حفظ کنند تا مانند امروز شاهد این نباشیم که این روح معنوی به فراموشی سپرده شود و تنها پوستهای از این آیین معنوی آن هم به بدترین شکل خود باقی بماند و به گونهای خشونتآمیز برخلاف روح معنوی خود, برگزار شود. باشد که روزی, شب چهارشنبهسوری آتشی بیفروزیم و هنگام پریدن از روی آن, "ترانه زردی من از تو, سرخی تو از من" بسراییم و همه کینهها, دشمنیها و پلشتیهای خود را دور ریزیم و برای یکدیگر در سال جدید سلامتی و خوبی را آرزو کنیم. پایان پیام
|








نظرات
فریدون جیرانی رو بیارید که این حرفو ( سینمای سخیف ) تو دهنا انداخت
ارسال در: 2 تیر 1389 14:06 توسط: جواد ایپک زاده از: قزوینآقای رجبی در نوروز که در همه مجموعه ها بودند . بهتر است در رمضان کمتر بازی کنند . البته ایشان را خیلی دوست دارم .
ارسال در: 1 تیر 1389 20:50 توسط: موسوی از: اشتهاردوقعا با اینکه وضع سینمامون مثل همه چیمونه موافقم
ارسال در: 1 تیر 1389 03:03 توسط: به اسم ما چکار دارین ؟ از: حالا از هر جا که باشیم ؟بابا این سینما تبدیل به فیلم فارسی شده ، سخیف چیه
ارسال در: 31 خرداد 1389 23:46 توسط: عبدالحمید از: نارمکمهران رجبی بازیگر محبوب مردمه .خیلی بازه است
ارسال در: 31 خرداد 1389 15:57 توسط: علی از: تهران